
عرفان حافظ شيرازي وملامحمدمولوي صاحب« مثنوي معنوي» مُخّ اسلام است
عرفان حافظ شيرازي وملامحمدمولوي صاحب« مثنوي معنوي» مُخّ اسلام است
6و در بيت دوازدهم خيلي روشن و واضح از سخنان و تخاطب فوق بطوررمز و اشاره، پرده برميدارد که: اينها که گفتم همه اشاره و کنايه و استعاره و رمزبود که چه ميخواهم بگويم؛ صراحت نبود و من نميخواستم يا نميتوانستم آنوجود أقدس را چنان که بايد و شايد معرّفي کنم، و عشق سوزان خود را براي لقاء و ديدارش در قالب غزل آورم؛ امّا خداوند عليم و خبير ميداند که در دل من چه مراد بوده است، و او کفايت ميکند از کلام و سؤالي که من بخواهم آن را بر زبان آورم.
و در بيت إلحاقي ميگويد: من از شدّت عشق و آتش وَجْد بالأخره خواهم مرد، و در انتظار فرج او جان خواهم سپرد؛ و مانند يعقوب در فراق يوسف کور خواهم شد و چشمم پيوسته بر در است که چه موقع بشير،بشارت از لقاء وصال ميدهد؛ و يوسف گمگشته بياباني در چاه غربت در افتاده، غريب و تنها، سرگشته و متحيّر مرا بشارت ديدار ميدهد، و با فرج او و لقاي او چشمانم بينا ميگردد، و چون مرده از قبر برخاسته زنده ميگردم و حيات نوين مييابم.1
- روح مجرد، ص ٥١٨
