
عرفان حافظ شيرازي وملامحمدمولوي صاحب« مثنوي معنوي» مُخّ اسلام است
عرفان حافظ شيرازي وملامحمدمولوي صاحب« مثنوي معنوي» مُخّ اسلام است
4سپس در بيت سوّم ميگويد: دعا گوي غريبان جهانم، و بطور تواتر و پشت سر هم من دعا ميکنم و دعا گو هستم؛ که باز روشن است: آن غريب جهاني که از شدّت غربت و تنهائي ظهور نميکند غير از حضرت حجّت کسي نيست.
و در بيت چهارم ميرساند: او که محلّ ثابتي ندارد ـ گر چه اصلش از مکه و از وادي الأراک است ـ و دائماً در عالم در گردش است، اي خداوند مهربان از تو درخواست مينمايم تا با لطف دائمي خودت او را در هر منزلي که وارد ميشود و در آن مسکن ميگزيند نگهداري کني.
و در بيت پنجم ميگويد: اي دل! در فراق او ناله مکن، چرا که گرچه در غيبت است و چهره و رخسارهاش را از نماياندن مخفي ميدارد، وليکن بواسطه گيسوان و زلف سياه او ـ که کنايه از هجران و غيبت است ـ آشفته حالان ميتوانند کسب جمعيّت کنند و به مقصود نائل آيند.
و در بيت ششم ميگويد: اينک که رشد و بروز جمال در تو فزوني يافته است، خداوند عمر تو را طويل گرداند و از گزند حوادث مصون بدارد.
و در بيت هفتم ميگويد: توئي وليّ والاي ولايت که قوام کون و مکان برتو قائم است؛ و تو بايد برقرار و مقرون به بقاء و صحّت و آرامش بوده باشي،چرا که در رأس مخروطي، و بر همه ماسوي حکومت داري. و در برابر اين امر مهمّ و ارزشمند، زيانهاي جاني و ضررهاي مالي هرچه هم فراوان باشد، به من و يا به جهانيان برسد، مهمّ نيست بلکه خيلي سهل و آسان است.
و در بيت هشتم ميگويد: آفرين بر دست قدرت پروردگار که تو را در اين چندين قرني که تا به حال گذشته، حفظ و نگهداري نموده است؛ همان نقّاش قدرت که بر گرد ماه بر فراز آسمان خطّي به شکل هلال ميکشد تا مردم ماه را ببينند، با آن که بدون شک تمام کره ماه موجود است، امّا کسي آن را نميبيند، و در غيبت و پنهاني ميگذارد، و فقط از اين کره آسماني به قدر هلالي نمايان است بطوري که اگر کسي نظر کند ميپندارد کرهاي نيست، فقط هلالي بر آسمان موجود است. امام زمان هم موجود است همچون کره تامّ و تمام، امّا کسي آن را نميبيند و ادراک نميکند و فقط به قدر ضخامت هلالي از آثار او در جهان مشهود است و مردم از آن منتفع ميگردند، ولي بايد ظهور کند و از پرده خفا برون آيد و چون بَدْر و ماه شب چهاردهم نور دهد و همه جهان را منوّر کند.
