تاثیر روح ولایت در جمادات
3«از طریق أهل بیت روایت شده است که چون حضرت حسین بن على علیه السلام به شرف شهادت نائل شدند، بدن آن حضرت همین طور روى زمین کربلا افتاده بود و خون آن حضرت بر روى زمین ریخته و مشهود بود؛ تا آنکه یک مرغ پرنده سفید رنگى آمد و بدن خود را به خون آن حضرت مالید و در حالی که خون قطره قطره از بال هاى او مى چکید به پرواز درآمد تا رسید به جائى که دید پرندگانى در زیر سایه ها، بر روى درخت ها و شاخه ها نغمه سرائى مى کنند و با یکدیگر سخن از دانه و علف و آب دارند.
این مرغ به خون آلوده به آنها گفت: واى بر شما! آیا شما در این مکان خوش آب و هوا سرگرم خود هستید و از دنیا و لذائذ آن یاد مى کنید، و حسین در زمین کربلا در این هواى گرم به روى ریگ ها و زمین تفته افتاده، او را تشنه کام سر بریدند، و خون او را به روى زمین ریختند؟
آن پرندگان همگى محل هاى خوش آب و هواى خود را ترک گفته و به سوى کربلا به پرواز درآمدند؛ و دیدند که آقاى ما حسین علیه السلام بروى زمین افتاده جسمى است بدون سر، نه کسى او را غسل داده، و نه کفن نموده، بادهاى بیابان بر آن بدن وزیده و گرد و غبار صحرا را بر آن پیکر نشانده، بدن در زیر سمّ ستوران درهم شکسته و خورد شده و استخوان ها کوبیده شده است.
زوّارش حیوانات وحشى بیابان ها هستند که در اطراف او گرد آمده اند، و زارى کنندگان بر او طایفه جنّ که در بیابان هاى هموار و در گردنه ها و درّهها زندگى مى کنند اما خاک تیره از نور آن حضرت روشن و منور شده، و جو و فضا از اشراقات او تابان و درخشان گردیده است.

