
استشهاد حضرت فاطمه زهراء علیها السلام به آيه تطهير راجع به فدك
استشهاد حضرت فاطمه زهراء علیها السلام به آيه تطهير راجع به فدك
3فاطمه گفت: پس چرا در ملکيّت فدک از من بيّنه مىخواهيد و بر چيزى که در دست من است گواه مىطلبيد؟ گفتند: چون مال مسلمين است اگر بيّنه و شاهد بياورى، از آنِ توست و گرنه ما آن را به تو نخواهيم داد.
فاطمه در حالى که همه مردم در اطراف او بوده و گوش مىدادند، گفت: شما مىخواهيد عمل پيغمبر را با کردار خود نسخ و باطل کنيد و در ميان ما اهل بيت حکمى بر خلاف حکم ساير مسلمين بنمایيد؛ اى مردم گوش فرا داريد و اعمال و بدعتهاى آنان را نظر کنيد.سپس به آن دو گفت: بگویيد: اگر من ادّعا کنم که آنچه در تحت تصرّف مسلمانان است و اموالى که از آن آنهاست ملک من است شما از من گواه مىخواهيد يا از آنان؟ گفتند: البتّه از تو گواه مىخواهيم.(چون در تصرّف تو نيست)
فاطمه گفت: اگر تمام مسلمانان ادّعا کنند که آنچه در تصرّف من است مال آنهاست شما از من گواه مىخواهيد يا از آنان؟ در اين حال (که حجّت فاطمه قاطع شد و از جواب فرو ماندند) عمر به غضب در آمد و گفت: اين مال مالِ مسلمانان است و زمينِ مسلمانان است منتهى در دست فاطمه بوده و از غلّهاش بهرهمند مىشده است؛ اگر فاطمه اقامه بيّنه کند و گواه آورد بر مدّعاى خود و بر آنکه رسول خدا اين مال را به او بخشيده در حالى که فَىْء و مال مسلمانان بوده است ما در آن نظرى خواهيم نمود.
فاطمه گفت: کافى است سخن، شما را به خدا سوگند آيا نشنيديد که رسول خدا فرمود: فاطمه، خانم و سيّده زنان بهشت است؟ گفتند: آرى! ما از پيغمبر شنيديم.
فاطمه گفت: آيا سيّده زنان بهشت ادّعاى باطل مىکند و چيزى که مال او نيست و مال مردم است مىخواهد بگيرد؟ اگر چهار نفر بر عليه من گواهى به عمل زشتى دهند يا دو مرد شهادت به دزدى دهند آيا شما تصديق آنها را مىنمائيد؟ ابوبکر ساکت شد ليکن عمر پاسخ داد: بلى تصديق مىکنيم و حدّ بر تو جارى مىنمایيم.
