وجود مادّی چیزی جز ظهور وجود مجرد نیست
3حال پس از بیان این نکته باید دید این حقائق علمیّه که به نفس ذات وجود تعلّق گرفته است تا چه حدّ میتواند نسبت به آثار و مظاهر وجود گسترش و توسعه و شمول یابد؟ آیا این توسعه در نزول حقیقت وجود تا حدّ مادّه و موجودات مادّی گسترش مییابد یا قبل از آن در عالم مثال و برزخ متوقّف میشود طبق بیان مرحوم علاّمه طباطبائی ـ قدّس سرّه ـ از آنجا که مادّه هیچ سنخیّتی با مجرّد که همان حقیقت علمی است ندارد طبعاً حقیقت علم به صور برزخی مادّه و مادّیات تعلّق میگیرد نه به خود مادّه و اعیان خارجی مادّه، و آن حقیقت وجود از جهت حیثیّت علمی با مثال مادّه سر و کار دارد نه با خود مادّه.
امّا با بیانی که گذشت اگر سریان وجود بالصّرافه را در حدّ مادّه متوقّف کنیم و دائره وجود علمی آن را منحصر به جنبۀ مثالی او بگردانیم عملاً قائل به وجود حدّ و مرز در این دائرۀ نزول شدهایم و وجود بالصّرافه را از صرافت عزل نمودهایم و حیثیّت اطلاقی او را مقیّد نمودهایم و این واضح البطلان است زیرا همان طور که نفس ذات وجود به واسطه صرافت و بساطت و اطلاق و لا حدّی خود جمیع عوالم مجرّده را در بر میگیرد همین طور به خود مادّه و مادّیات نیز سرایت نموده آنها را نیز در حقیقت مجرّده خود محو و فانی میسازد و این اعیان خارجی گرچه به صورت ظاهر در لباس مادّه و کون و فساد در آمدهاند امّا در حقیقت خود همان حیثیّت تجرّدی را دارا میباشند و این است معنای آیه شریفه: ﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليم﴾1.
اگر وجود مادّی در لباس مادّه مانع از سریان حقیقت وجود بالصّرافه در آن گردد پس چگونه اتّصاف ذات حقّ که مجرّد صرف و بسیط علی الاطلاق است میتواند در آن نفوذ و رسوخ یابد و آن را در حیطۀ اقتدار و قهّاریّت و هیمنه و سلطنت خود درآورد چنانچه فرمود:
- سوره الحدید (57) آیه 3.

