
مودّت و ولاء محييالدّين نسبت به أهلبيت عليهمالسّلام در« فتوحات»
مودّت و ولاء محييالدّين نسبت به أهلبيت عليهمالسّلام در« فتوحات»
5«محبّ صادق گفت: هرچه محبوب بجا آورد محبوب است و به نام محبّت تمام میشود، پس تا چه رسد به حال مودّت؛ و از جمل بشارات، ورود اسم وَدود است برای خدای تعالی. و معنی ثبوت محبّت، حصول اثر آن میباشد در آخرت و در آتش برای هر گروهی نسبت به آنـچه را که حکمت خـدا بدانها اقتضا نـماید. دیگری در این باره گفته است:
اُحِبُّ لِـحُـبِّـها الـسّـودانَ حـتَّی *** اُحِـبُّ لِـحُـبِّـها ســودَ الـکلابِ «من بجهت عشق با معشوقه سیاه چهرهام تمام سیاهان را دوست دارم، تا بجائی که به جهت محبّت به او به سگهای سیاه فام محبّت دارم.»
و خود ما راجع به این مطلب سرودهایم:
اُحِبُّ لِـحُـبِّـک الْـحُبْشانَ طُرًّا *** و أعْشِقُ لاِسْمـک البَدْرَ الـمُنیـرا «من بجهت محبّت با تو تمام سیاهان حبشی را دوست میدارم، و به جهت همنام بودن با تو بَدْرِ درخشان را دوست میدارم!» ـ تا آن که میگوید:
«و اگر من تو را بر ضدّ این حالت با أهل بیت بنگرم آن أهل بیتی که تو محتاج ایشان هستی و محتاج رسول خدا میباشی که خداوند تو را بوسیله او هدایت کرده است، پس چگونه من به مودّت و محبّت تو به خودم وثوق داشته باشم آن مودّتی که تو مدّعی آن هستی که درباره من شدید الـمحبّه میباشی و مراعات حقوق مرا به طور أکمل مینمائی و ازمن جانبداری میکنی؛ در حالی که تو با اهل پیامبرت بدانگونه هستی و بدانها ضررها و مصائبی را وارد میسازی؟! و سوگند بخدا آن نمیباشد مگر از ضعف ایمانت، و از مکری که خدا به تو نموده است، و از استدراجت بطوری که آن را در نیابی و نفهمی! و صورت مکر خداوندی به تو این میباشد که تو میگوئی و بدان اعتقاد داری که تو از دین خدا و شریعت خدا دفاع میکنی و درباره طلب حقّت میگوئی: من طلب نمیکنم مگر آنچه را که خداوند طلب آن را برای من مباح کرده است. امّا در صورت این طلب مشروع، مندرج میباشد مذمّت و بغض و سخط و غضب و برتر داشتن و مقدّم داشتن خودت را بر اهل البیت بدون آن که خودت مشعر به این حقیقت بوده باشی! و داروی شفابخش برای این مرض مهلک آن است که: برای خودت در برابر آنان حقّی را نبینی! و از حقّ خودت تنازل کنی تا آن که در طلب آن حقّ، آنچه برای تو برشمردم مندرج نگردد.
