
مراتب روزه از دیدگاه مکتب عرفان
مراتب روزه از دیدگاه مکتب عرفان
5این شیطان وقتی كه میآید دور انسان مثل این اسپرمهایی كه دور آن اوول میگردند، همین طوری اطراف انسان دور میزند، تا ببیند از كجا میتواند وارد این نفس بشود، همین جوری دور میزند. یك جایی را كه پیدا بكند میآید و زهرش را در آنجا میریزد و وارد میشود. لذا تا میخواهد یك فكر خلافی در ذهن بیاید فوراً انسان باید آن فكر را دفع كند. اگر بخواهد بیاید و آن فكر بماند دخل انسان درآمده است. حالا اگر این بیاید و مستقر بشود و این نطفه منعقد بشود، و بعد انسان بخواهد آن را دفعش كند، مگر حالا از بین میرود.
لذا مرحوم آقای حدّاد میفرمودند كه: "مردم چه میگویند شیطان [وسوسه میکند و فریب میدهد] و این حرفها؟ انسان باید با یك خنجر در كنار قلبش بایستد و تا شیطان میآید بزند بر همان سرش و اصلاً نگذارد كه به قلب انسان نزدیک شود." این مربوط به این است كه نفس انسان به یك كیفیت خاصی است، این نفس، نفس هیولانی است یعنی نفسی است كه قابل شكل گیری و قابل قالب گیری است. این تخیل میآید و نفس را قالب میدهد، شكل میدهد، و نباید بگذارید نفس شكل پیدا كند. حال همین تخیل اگر تخیل صحیح و منطقی باشد این یك عمل لغو نیست. و این تخیل میآید و نفس را شكل میدهد ؛ چون آن چیزی كه موجب میشود كه نفس برگردد عمل ظاهری نیست كه یك شخص انجام میدهد، عمل خارجی در نفس تأثیر نمیگذارد. آن نیتی كه در وراء این عمل خارجی قرار گرفته است نفس را برمیگرداند. همان طور كه نیت در خارج نمیتواند تأثیر بگذارد، -البتّه به یك لحاظ، فعل خارجی است که تاثیر میگذارد.- و شما هر چه نیت غذا خوردن بكنید، سیر نمیشوید، باید غذا میل كنید. همین طور آن چه كه موجب تغییر و تبدّل نفس است نیت و تخیلاتی است كه انسان انجام میدهد. اگر آن نیت و تخیل، تخیل صحیح باشد نفس را به تجرّد میبرد و اگر آن تخیل و نحوه تصاویر ذهنی تصاویر غلط باشد نفس را به قهقراء و كثرت میبرد.
