
مراتب روزه از دیدگاه مکتب عرفان
مراتب روزه از دیدگاه مکتب عرفان
3یكی از مسائلی كه متأسفانه در فقه امروز مورد دقّت قرار نگرفته این است كه در رسالههای عملیه و امثال ذلك توجه فقط به یك بُعد مسائل فقهی و شرعی وجود دارد یعنی همین مسائل حلال و حرام ظاهری. و توجّه به مسائل و مراتب مافوق این جریان ظاهر، دیگر در رسالههای عملیه موجود نیست. به عبارت دیگر گویا فقط رسالههای عملیه متكفّل تكلیف عواماند و از آن تكالیفی كه بر عهده خواصّ است در آنها چیزی وجود ندارد، البتّه طبیعی مطلب هم همین طور است.
ولی اگر ما دقّت كنیم میبینیم كه تكلیف بر حسب مراتب بصیرت و فعلیت مكلّفین فرق میكند؛ تكلیف عوام همین عمل به فرائض و واجباتی است كه برای همه ما معلوم و معروف است و نهی از محرّماتی مانند تهمت، سرقت، شرب خمر و امثال ذلك. این تكلیف، تكلیف ظاهر است. اما برای افرادی كه بصیرت بیشتری دارند و مقصد بالایی را میطلبند تكلیف تفاوت دارد. برای رسیدن به آن افق بالاتر واجب است كه مكلّف به اموری بپردازد كه عوام در ارتباط با آنها كاهل و غیر ساعی هستند. همان طوری كه در روز قیامت خداوند متعال از تكالیف ظاهری ما حسابرسی میكند، همینطور نسبت به رشد فكری و عقلانی ما در انجام آن تكالیف بالاتر حسابرسی میكند. میگوید: من به تو این عقل را دادم، من به تو این ظرفیت را دادم، چرا از این مواهبی كه من به تو دادم، استفاده نكردی؟ و توان خود را فقط در محدوده اتیان به تكالیف عوام قرار دادی؟ لذا او هم دارای تكلیف خاص خودش میشود. و با این تكلیف ظاهر و با انجام این روزه عام انسان فقط از عهده این تكلیف ظاهر برمیآید نه بیشتر.
بیان ویژگی های روزه خواص
یك روزه دیگر هم داریم میگویند روزه خواص؛ و آن روزهای است كه علاوه بر رعایت این مسائل ظاهر، انسان به مسائل دقیقتر و باطنی هم بپردازد؛ زبان خود را از گفتار لَغو حفظ كند. گفتار لغو منظور سخن كذب نیست، كذب با لغو دوتاست. آن كذب كه اصلاً حرام است، گفتار لغو، گفتار بیخود و كلام غیر مفید است؛ آقا بنزین گران شده! خب گران شده كه شده، این میشود لغو، این كذب نیست ولی لغو است. شخص روزه دار نباید لغو بگوید، اگر بگوید به آن روزهاش صدمه میزند. آقا! من در خیابان میرفتم دیدم یك تصادفی شده یك جمعیتی ایستاده بودند و دعوا شده بود...!؛ حالا شده كه شده. آقا امروز من دیدم فرض بكنید كه فلان چیز اتّفاق افتاده، از این مسائلی كه در جلسات ما بدون نتیجه میگذرد و بعد از گذشت یك سال از عمر انسان، هیچ نتیجهای را بر آن مترتّب نمیبیند. دروغ نیست، حرام هم نیست ولی لغو است و اثر ندارد، چون مسأله علمی نیست، مسأله معنوی نیست، یك كلام بیخودی است که انسان صرفا برای اتلاف وقت میگوید. خواص این كار را نمیكنند. گوش انسان از شنیدن مطالب لغو باید به دور باشد. مطالب حرام كه اصلاً جای خود دارد، آن مربوط به خواص نیست، آن مربوط به عوام است که باید رعایت كنند. مثل شنیدن موسیقی كه حرام است، شنیدن تهمت و جلوگیری نكردن از آن، اینها همگی مربوط به عوام است. ولی در روزه خاص گوش انسان در ماه رمضان و در حالت صوم، كلام لغو را هم نباید بشنود. قدم انسان در ماه مبارك رمضان و در هنگام صوم نباید حركتی بكند كه آن حركت، حركت لغوی باشد. حركتهای انسان باید حركت های منطقی باشد، نمیشود لغو باشد و به طور كلّی اعضاء و جوارحی كه خداوند متعال آنها را جهت انجام عمل مفید و عمل منطقی برای انسان قرار داده نباید عمل لغوی از آنها سر بزند؛ این مربوط به خواص است. اگر ما توانستیم در این یك ماه به این مرحله عمل كنیم نتائجش را هم میبینیم.
