
مباحثه حضرت علامه طهراني با آية اللَه شيخ حسنعلي مرواريد پيرامون مباحث فلسفي و عرفاني
مباحثه حضرت علامه طهراني با آية اللَه شيخ حسنعلي مرواريد پيرامون مباحث فلسفي و عرفاني
6و حتّی من به او گفتم: من غلط میكنم حجّت مطلق خدا بوده باشم. من میخوابم و تو بیا و پا روی صورت من بگذار! او قبول نكرد وحتّی گفته بود: این حَرفها خود نیز دلیل بر حیجَّت بودن ایشان است. بالأخره ما ناچار شدیم وجهی تهیه نموده و به ایشان دادیم و او را روانه ایران كردیم.
مرحوم آقا سیدجمال میفرمود: به واسطه این قضایائی كه رخ داد من با حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام عهد كردم كه به عنوان استاد دستوری ندهم و از كسی دستگیری نكنم.
ایشان (آقا میرزا مهدی اصفهانی) قائل به اصالت الوجود و الماهیه و به قول همین شاگرد معروفشان: اصالةالواقعیه بودهاند؛ و از كلمه عرفان و معرفت سخت تحاشی داشته اند؛ و نظیر افرادی كه از سیر و سلوك زده میشوند، بر علیه اساتید خود در آراء و افكار قیام میكنند.
مرحوم آقا سید أحمد طهرانی از مبرّزین عرفاء و حكمای عالیقدر اسلام است؛ و ایشان از مبرّزین شاگردان آخوند ملا حسینقلی همدانی است كه حكمت را نزد مرحوم حاج ملاّ هادی سبزواری فرا گرفته و عرفان را نزد آقاسید علی شوشتری آموخته است. و در حقیقت این سردی و وازدگی از سیر وسلوك موجب بدبینی به اصل عرفان و حكمت گردیده است.نظیر شیخ أحمد احسائی كه پس از مدتّی مراقبه و سیر و سلوك به واسطه همین وازدگی و سردی حسّ بدبینی شدیدی نسبت به عرفآء و فلاسفه پیدا كرد ، و در كتب خود آنان را به باد انتقاد گرفت؛ و در سب ّو لعن به آنها از خود اختیار نداشت.
او هم قائل به أصالة الوجود و الماهیه شد؛ او هم راه معرفت را به كلّی مسدود كرد؛ و در عدم تجاوز ازظواهر روایات، یك أخباری صِرْف بود؛ او هم مكتب نوینی به نام شیخیه ـ كه بالاخره موجب پیدایش بهائیه و بابیه گردید ـ بنا نهاد.
اینها همه نتیجه واكنش و عكس العملی است كه نفس در اثر وازدگی به خرج میدهد؛ و به واسطه عدم تحمّل و عدم وصول از سَرِ كین بر میخیزد؛ و مبادی و مبانی مسلّم را انكار میكند. شیخ أحمد احسائی مدتّی در تربیت استاد عرفان: سید محمّد حسینی نیریزی شیرازی بود؛ و به دستور ایشان سفرهائی به ایران كرد و نقاط مختلفی را برای ارشاد و سیاحت انتخاب و در آنجا مدتّی توطّن كرد.)1
- مطلع انوار، جلد 5، صفحه 149
