
مباحثه حضرت علامه طهراني با آية اللَه شيخ حسنعلي مرواريد پيرامون مباحث فلسفي و عرفاني
مباحثه حضرت علامه طهراني با آية اللَه شيخ حسنعلي مرواريد پيرامون مباحث فلسفي و عرفاني
4من گفتم: اینگونه بحثها كه بر اساسی متّكی نیست؛ و پیوسته پرش از فرعی به فرعی و شاخه به شاخهای است،هیچ فائده ندارد. و برای من جز اِتلاف وقت؛ و دردسر چیز دیگری نیست؛ اجازه بفرمائید: ضبط صوت را بیاورم، تا یكایك از گفت و شنودها مضبوط شود، و سپس یكایك از ردّ و بدلها، تا به هر جا كه انجامد؛ و تا به هر چند روز كه طول بكشد، از نوار پیاده شود؛ و در كتابی در دسترس عموم قرار گیرد؛ تا اگر احیاناً ما در طرفداری از علم حكمت متعالیه و عرفان حضرت ربّ العزّه به خطا رفتهایم، این فرمایشات شما كه در دسترس عموم قرار میگیرد، بكلّی ریشه این علوم را میزند، و نه تنها بنده، بلكه همه را متنبّه و متوجّه میسازد، و اگر هم احیاناً شما به خطا رفتهاید؛ لااقلّ دیگر نظیر این مباحث تكرار نمیشود.ایشان راضی نشدند و گفتند: من از بحث شفاهی آن هم به شرط عدم ضبط صوت تجاوز نمیكنم! فلهذا بحث قطع شد؛ و الحمدلله.
شاگردان تربیت یافته مرحوم آقا میرزا مهدی، همگی روش خاصّی داشته و دارند؛ با عرفان و حكمت، سخت مخالفند و میگویند: غیر از ظواهر اخبار مرویه از اهل بیت هیچگونه دلیل عقلی حجّیتی ندارد؛ و راه وصول به معارف الهی از مبدء و معاد برای عقل بسته است؛ و از تعبّد صرف نمیتوان قدمی فراتر نهاد؛ نهایت سیر انسان معرفت امام است؛ و راه معرفت خدا به روی انسان بكلّی مسدود است. انسان خاكی را چه نسبت با ربّالارباب؟ به خداوند وجود نمیتوان گفت؛ چگونه به یك چوب كبریت میتوان گفت موجود، و به خدا هم میتوان گفت موجود؟
غیر از خداوند همه موجودات را غیر مجرّد و مادّی میدانند؛ و برای مادّه معنای وسیعی قائلند با حفظ مادّیت. برای موجودات أصالتی نظیر تولّد قائلند؛ و در واقع قائل به اصالت الوجود و الماهیه هستند كه فساد اینگونه آراء أظهر من الشّمس است؛ و بین خداوند و بین مخلوقات جدائی و بینونت صِرْف وعیزلت محض قائلند و خدا را از هر گونه احاطه وجودی و علم وجودی در موجودات منزَّه میدانند؛ و از هر گونه منطبقٌ علیه واقع شدن مفهوم وجود و موجود مبرّی و مقدّس میشمرند و در حقیقت گرایش به تعطیل دارند.
