
مباحثه حضرت علامه طهراني با آية اللَه شيخ حسنعلي مرواريد پيرامون مباحث فلسفي و عرفاني
مباحثه حضرت علامه طهراني با آية اللَه شيخ حسنعلي مرواريد پيرامون مباحث فلسفي و عرفاني
3ما در خارج میبینیم كه انسان هست و درخت هم هست؛ پس در یك چیز مشتركند؛ و آن هستی است؛ و از طرفی میبینیم كه انسان غیر از درخت است؛ و آن ماهیت است. اگر آن چیز مشترك اصالت داشته باشد قائل به اصالةالوجود شدهایم؛ و اگر این جنبه افتراق اصالت داشتهباشد، قائل به اصالةالماهیه شدهایم.
ایشان گفتند: اصالةالواقعیه كه مجموعهای است از هر دو.
گفتم: اینكه عین كلام مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی است كه پس از شیخ احمد احسائی كه قائل به اصالةالوجود و الماهیه بوده است، نغمه ایخرائی در طنبور افتاد؛ و این حرف غلط است؛ زیرا خلاف وجدان است؛ ما زید را یك چیز میبینیم؛ نه دو چیز؛ یكی وجود؛ و یكی ماهیت؛ وهر چیزی را یكی میبینیم؛ بلكه ایلاغ هم علف را كه میخورد آن علف را یك چیز میبیند نه دو چیز؛ وجود علف و ماهیت علف.
و در ضمن سخن سخت به فلسفه و به عرفان حمله میكردند؛ و اینها را از مبتدعات میشمردند؛ و نهایت سیر و معرفت را معرفت امام میدانستند؛ و وجودات مجرّده را از ملائكه منكر بودند؛ و نفس را هم مادّی میدانستند و لقآء خدا و شهود و عرفان و فنآء و اندكاك را به كلّی انكار میكردند؛ و فقطّ دلیلشان ظواهری از اخبار بود كه آن هم صراحت بر قولشان نداشت و میگفتند: اخبار میئوّله ومتشابهه داریم و آنها را باید به این اصول برگردانید؛ و آنچه ملاّصدرا و اشباهش از آیات و روایات دلیل بر تجرّد نفس و فرشتگان آوردهاند از اخبار متشابهه است و باید به این اصول بر گردانید.
و خلاصه همه مطالب ایشان به مطالب اخباریین أشبه بود تا به اصولیین؛ بلكه یك اخباری بحت و بسیط.
آن مجلس منقضی شد؛ و یكی دو روز دیگر نیز در منزل آمدند و ظاهراً در زیر عبا استخارهای نمودند و سپس گفتند: اجازه میدهید؛ آن مطالب را دنبال كنیم؟!
