اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علّت اشتهار امام رضا به امام غريب

0

علّت اشتهار امام رضا به امام غريب

9
  • فَلَمَّا رَجَعَ أبُوالْحَسَنِ عَلَیهِ‌السَّلاَمُ قَالُوا: هَذَا أبُوهُ.

  • فَقَالَ عَلِی بْنُ جَعْفَرٍ: فَقُمْتُ وَ مَصَصْتَ رِیقَ أبِی جَعْفَرٍ عَلَیهِ‌السَّلاَمُوَ قُلْتُ لَهُ: أشْهَدُ أنـَّک إمَامِی‌ عِنْدَ اللَه. فَبَکی الرِّضَا عَلَیهِ‌السَّلاَمُ ثُمَّ قَالَ: یا عَمِّ! ألَمْ تَسْمَعْ أبِی وَ هُوَ یقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَه صَلَّی اللَه عَلَیهِ وَ ءَ‌الِهِ وَ سَلَّمَ: بِأبِی ابْنُ خِیرَةِ الإمَآءِ! ابْنُ النُّوبِیةِ الطَّیـِّبَةِ الْفَمُ، الْمُنْـتَجَبَةِ الرَّحِمُ.وَیلَهُمْ؛ لَعَنَ اللَه الاُعَیبِسَ وَ ذُرِّیتَهُ صَاحِبَ الْفِتْنَةِ؛ وَ یقْتُلُهُمْ سِنِیـنَ وَ شُهُورًا وَ أیامًا یسُومُهُمْ خَسْفًا وَ یسْقِیهِمْ کأسًا مُصْبِرَةً.

  • وَ هــُوَ الـطَّـرِیـدُ الـشَّـرِیدُ الْـمَوْتـُورُ بِأبیـهِ وَ جَـدِّهِ 1صَاحــِبُ الْغَیبَةِ، یقَـــالُ:مَاتَ أو هَلَک، أی وَادٍ سَلَک؟ أفَیکونُ هَذَا یا عَمَّ إلاَّ مِنِّی؟! فَقُلْتُ: صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاک!

  • «از کتاب «کافی» از زکریا بن یحیی بن نعمان صیرفی روایت است که گفت: شنیدم علی بن جعفر را که با حسن بن حسین بن علی بن حسین گفتگو داشت و می‌گفت: تحقیقاً خداوند أبوالحسن الرّضا علیه‌السّلام را یاری کرد. حسن گفت: آری سوگند به خدا، فدایت شوم؛ برادران او با او از در بغی و ستم وارد شدند. 

  • علی بن جعفر گفت: آری سوگند به خدا؛ و ما هم که عموهای وی  محسوب می‌شدیم با او ستم نمودیم. 

  • حسن گفت: فدایت شوم، شما با او چکار کردید؟ برای من بازگو کنید،زیرا که در مجلس شما حضور نداشتم. 

  • علی بن جعفر گفت: برادران امام رضا و همچنین ما عموهایش، همگی به او گفتیم: تا به حال در میان ما امامی‌ با چهره تند و سیاه رنـگ نـیامـده اسـت. 

  • امام رضا به آنها گفت: او پسر من است. آنها گفتند: رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم به حکم قیافه‌شناسان تن در داده است، اینک قاضی و حاکم میان ما و میان تو قیافه‌شناسان هستند. حضرت فرمود: شما بفرستید به دنبالشان بیایند، و امّا من نمی‌فرستم. آنان را از مطلب و مرادتان با خبر نکنید،   و شما در خانه‌های خود بمانید! 

  • چون قیافه‌شناسان آمدند، و ما در بستان نشستیم و عموهای حضرت و برادرانش و خواهرانش صفّ بستند، و به حضرت امام رضا علیه‌السّلام جُبّه‌ای پشمینه پوشاندند و یک کلاه (قَلَنْسُوَه) برزگری و کار بر سرش نهادند و برگردنش یک بیل نهادند، و به او گفتند: تو داخل بستان برو بطوری که خود را نشان دهی که چون کارگر عمله در آنجا بـه کار اشتغال داری! و سپس حضرت أبوجعفر امــام محمّد تقی را آوردند و به قیافه‌شناسان گفتند: این طفل را به پدرش ملحق کنید! آنها گفتند: از میان این جمعیت هیچکس پدر او نیست؛ ولیکن این عموی پدر اوست؛ این عموی اوست؛ این عمّه اوست. و اگر در اینجا پدری برای او باشد  همانا صاحب بستان است؛ به علّت اینکه قدمهای او با قدمهای وی یکسان است.

    1. در « أقرب الموارد» آورده است: وَ تَرَه (از باب‌ ض) یتِرُه وَترًا وَتِرَةً: أصابَه بذُخلٍ أو ظُلم فیه. وفـی« الأساس»: وَتَرْتُ الرَّجلَ: قَتلْتُ حَمِیمَهُ فَأفْرَدْتُهُ مِنه. الْمَوتورُ: اسمُ مفعولٍ: یقال: فُلانٌ مَوفورٌ غیـر مَوتورٍ. وَ مَن قُتِل له قتیلٌ فلم یدرک بِدَمه.