علّت اشتهار امام رضا به امام غريب
3مُحِبُّ اللَه فـی الدُّنْیا سَقیمٌ *** تَطاوَلَ سُقْمُهُ فَدَاوهُ داهُ (١) سَقاهُ مِنْ مَحَبَّتِهِ بِکأسٍ *** فَأرْواهُ الْمُهَیمِنُ إ ذْ سَقاهُ (٢) فَهامَ بِحُبِّهِ وَ سَما إلَیهِ *** فَلَیسَ یریدُ مَحْبوبًا سِواهُ (٣) کذاک مَنِ ادَّعَی شَوْقًا إلَیهِ *** یهیمُ بِحُبِّهِ حَتَّی یراهُ (٤)1 ١ـ دوستدار خدا در دنیا حکم مریضی را دارد که مرضش بطول انجامیده است؛ و دارو و درمـان او همــان دردی است کـه بـر او عـارض شـده است. (کـه آنقدر باید این درد بطول انجامد تا نفْس او را پاک و عشق جانسوز او هستی او را محترق گرداند.)
٢ـ محبوب ازلی مهیمن و مراقب بر امور، به وی از محبّت خودش یک کاسه شراب عشق خود را چشانید. و بنابراین، خداوند مهیمن با همین چشانیدن شراب ازلی او را سیراب نمود.
٣ـ بنابراین، این سالک راه او، گیج و سرگشته محبّت او شد و به سوی او حرکت نمود، و درعالم هیچ محبوبی را غیر او نخواست.
٤ـ آری همینطور است حال کسی که ادّعای شوق و عشق او را بنماید؛ که به محبّت او سرگشته و دچار میگردد، تا زمانی که او را دیدار کند.
و دیگر، جهات خصوصی که در حضرت ثامن الحجج علیهالسّلام موجب غربت شده است و آن چند چیز است:
اوّل: ابتلای آن حضرت به سیاست شیطانیه مأمون الرّشید؛ چون بانقشهای عجیب آن حضرت را تحت الحفظ از مقرّ و وطن مألوف خود، جوار قبر جدّش رسول اکرم حرکت داد، و زیر نظر خود تمام حالات و گزارشات را ملحوظ، و در ولایت مَرو در حقیقت زندانی و تبعید و نفی وطن و حبس نظر نمود؛ و در ظاهر آن حضرت را به خلعت حکم و ولایت مخلّع، و در باطن آن حضرت را از همه شؤون جدا و عزل نموده، اجازه فتوی و خواندن نماز جمــعه و عیـد نمیدهد. و با نکـات دقیــق و أنظـار خفیـه خود، و بـا نقـشههای محتالانه و زیرکانه هر لحظه زهر جانکاه به کام آن حضرت میریزد، در حالی که مردم میپندارند او کمال فدویت و اخلاص را در بوته صدق و صفا گذارده وتقدیم آن حضرت میکند و آن حضرت را مطلق الجناح و مبسوط الید درجمیع امور و در رَتْق و فَتْق امور لشکری و کشوری قرار داده است. و در ظاهر کنیزکی زیبا از نصاری را میگمارد، و خَدَم و حَشَم و غِلمان را در اطراف میگمارد؛ ولی از آوردن اهل و عیال و فرزند دلبندش حضرت أبوجعفر أمام محمّد تقی علیهالسّلام عملاً منع میکند، بطوری که وحیداً غریباً در حجره در بسته به زهر جفا شهید میشود. و خود در تشییع جنازه پیرهن چاک میزند، و اشکش سرازیر، و مجالس فاتحه و تعزیه دائر و بطور معروف برای بزرگداشت و تجلیل از آن حضرت عزای عمومی و تعطیل رسمی اعلام میکند؛ و مردم بخت برگشته جاهل هم توهّم میکنند این کارها بر اساس اخلاص و مودّت است. وَ بِمِثْلِ هذا عَمِلَ السّیاسیونَ. فَهُوَلَعَنَهُ اللَه رَئیسُهُمْوَقآئِدُهُم لِهَذِهِ الطَّریقَةِ، وَأعْلَمُ مِن أبیهِ هَرونَ الَّذی اشْتَبَهَ فـیسیاسَةِ مَدینَتِهِ بِقَتْلِ أبیهِ موسَی بْنِ جَعْفَرٍعَلَیهِماالسَّلامُ مَسْجونًا بَعْدَسِنینَ عَدیدَةٍ جِهارًا.
- این اشعار درباره کنیزکی است بنام تحفه که عاشق خدا شده است و داستان عجیب او را جامی در « نفحات الانس » در ضمن عنوان ذکرُ النّسآء العارِفات الواصِلات إلَی مَراتبِ الرّجال، در ص ٦٢٣ به بعد ( از طبع انتشارات اطّلاعات ) آورده است، فَراجعْ.

