اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علّت اشتهار امام رضا به امام غريب

0

علّت اشتهار امام رضا به امام غريب

10
  • و چون حضرت أبوالحسن امام رضا علیه‌السّلام از میان بستان به سوی ایشان باز آمدند، گفتند: این است پدر این طفل.

  • علی بن جعفر می‌گوید: من که این واقعه را مشاهده کردم برخاستم و آب دهان حضرت أبوجعفر را مکیدم و به او گفتم: شهادت می‌دهم که تو امام من در نزد خدا می‌باشی. پس حضرت رضا علیه‌السّلام گریستند و گفتند: ای عمو جان من! آیا نشنیدی که پدرم می‌گفت: رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله  و سلّم می‌گفت: پدرم به فدای پسر بهترین کنیزان باد! او پسر کنیزی است از بلاد نُوبَه، که دهانش پاک و طیب است، و رحمش برگزیده و اختیار شده است.  ای وای بر این مردم! لعنت خداوند بر اُعَیبِس و ذرّیه او باد. اوست صاحب فتنه که آنها را در سالهائی و ماههائی و روزهائی می‌کشد و ایشان را به خاک مذلّت می‌نشاند و از کاسه تلخ زهرآلود به آنان می‌آشاماند.

  • و آن پسر، فراری و سرگردان در بیابانهاست، و هنوز خونخواهی پدرش و جدّش را نکرده است. صاحب غیبت است بطوری که درباره‌اش می‌گویند: او مرده است و یا هلاک شده است، و یا در کدام وادی و درّه و بیابان رفته و ناپدیدگردیده است؟ ای عمو جان! مگر این پسر ممکنست وجود داشته باشد مگر از ذرّیه من؟! من گفتم: راست می‌گویی؛ من به فدایت!»

  • این روایت را مرحوم انصاری تا أشْهدُ أنَّک أمَامِی‌ روایت نموده، و ماتتمّه آن را از «کافی» جلد أوّل اصول، کتاب الـحجّه، بـابُ الأشاره و النّـــصّ علَی أبی جعفرٍ الثّانی علیه‌السّلام، ص ٣٢٢ و ٣٢٣ آوردیم.

  • و در «کافی» این روایت را از علی بن ابراهیم از پدرش و علی بن محمّد القاسانی جمیعاً از زکریا بن یحیی الصّیرفی روایت می‌کند.

  • پس در این صورت آیا امامی‌ که برای معرّفی فرزند خود به برادران و أعمامش که نزدیکترین افراد به او هستند مجبور به گریه می‌شود و دلش می‌شکند، و به قول قیافه‌شناسان که خود بدان راضی نیست، و این عمل را رسول خدا منع فرموده است تن در می‌دهد، آیا غریب نیست؟!