سير و سلوك افراد در اديان و مذاهب مختلفه
4محییالدّین عربی و ابن فارض و ملاّ محمّد بلخی صاحب مثنوی و عطّار و أمثالهم كه در تراجم و احوال ، حالشان ثبت و ضبط است ، بدون شكّ در ابتدای امر خود سنّی مذهب بودهاند ؛ زیرا در حكومت سنّی مذهب و شهر سنّینشین و خاندان سنّی آئین و حاكم و مفتی و قاضـی و امـام جمـاعـت و مـؤذّن تا برسد به
بقّال و عطّار و خاكروبه برِ سنّی نشو و نما یافتهاند . مدرسه و مكتبشان سنّی بوده و كتابخانه و كتابهایشان مملوّ از كتب عامّه بوده و حتّی یك جلد كتاب شیعه در تمام شهر ایشان یافت نمیشده است .
ولی چون روز بروز در راه سیر و تعالی قدم زدند ، و با دیده انصاف و قلب پاك به جهان شریعت نگریستند ، كم كم بالشُّهود و الوجدان حقائق را دریافتند ، و پرده تعصّب و حمیت جاهلی را دریدند ، و از مخلِصین موحّدین و از فدویین شیعیان در محبّت به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام شدند . غایة الأمر اسم شیعه و ابراز بغض و عداوت با خلفای غاصب نه تنها برای آنها در آن زمان محال بود ، امروز هم شما میبینید در بسیاری از كشورهای سنّی نشین مطلب از این قراراست.
امروز هم در هر گوشه از مدینه: خانه رسول اللَه و بیت فاطمه و محلّ گسترش جهاد و علوم أمیرالمؤمنین علیهمالسّلام ، اگر كسی در اذان خود و یا غیر اذان علناً بگوید : أشْهَدُ أنَّ عَلِیا أمِیـرُ الْمُؤْمِنِیـنَ وَ وَلِی اللَه خونش را میریزند ، و قبائل و طوائف خونش و گوشتش را برای تبرّك میبرند ، و نمیگذارند جسد او باقی بماند تا آن كه وی را دفن كنند ؛ ولی اگر یك ساعت تمام از عائشه تمجید و تعریف كند ـ با آن سوابق شوم و تاریخ سیاه او ـ دور او جمع میشوند و نُقل میپاشند و هلهله میكنند .
بنابراین ، آنچه را كه این بزرگان در كتب خود آوردهاند ، بر ما واجب نیست كه بدون چون و چرا بپذیریم ، بلكه باید با عقل و سنّت صحیحه و گفتار ائمّه حقّه تطبیق كنیم . آنچه را كه درست است میپذیریم و استفاده میكنیم ، و اگر أحیاناً در كتابهایشان چیزی نادرست به نظر آمد قبول نمینمائیم ، و آن را حمل بر تقیه و أمثالها میكنیم ؛ همانطور كه دأب و دَیدن ما در جمیع كتب حتّی كتبشیعه از این قرار است .1
- روح مجرد، ص ٣٤٨
- روح مجرد، ص ٣٤٨

