
دیدگاه آقای قاضی پیرامون حافظ و مولانا
و محی الدین عربی و ابن فارض
ديدگاه آیة الحق مرحوم حاج سید علی قاضي رضوان الله علیه در مراتب بعضي از عرفاء و شعراء
دیدگاه آقای قاضی پیرامون حافظ و مولانا
4مرحوم قاضی میفرموده است: مراد از «ظَلم الحبیب» آل محمّد میباشند که در این بیت دعوت به توحید محض است، و استغراق در ذات أحدیت و عدم تنازل از آن به هر چیز دگری که فرض شود و تصوّر گردد. امّا آل محمّد علیهم السّلام در این تعبیر عرفانی راقی و کنایۀ بدیعۀ سلوکی به منزلۀ ظَلم الحبیب (یعنی آب دهان محبوبه که شیرینتر و خوشگوارتر و آرامبخشتر از هر چیز است) میباشند و از ذات محبوبه گذشته هیچ چیز به حلاوت آن نیست. در این صورت، در مقام کثرت و تنازل از آن وحدت حقیقیه فقطّ به آل محمّد علیهم السّلام تجاوز کن، و با آنان بیامیز که در هیچ یک از نشئآت عالم وجود از ملک و ملکوت به مثابۀ آنان موجودی آرامبخشتر، و به مانند ایشان از جهت سعۀ ولایت و گسترش آیتیت و أقربیت به ذات أحدیت، چیزی نیست.
مکیدن لبان و نوشیدن آب دهان محبوبه، از لحاظ قرب و فناء و اندکاک در هستی ذات و نفس محبوبه، بزرگترین و قویترین چیزی است که اتّحاد با خود محبوبه را میرساند و در صورت مزج و خلط وی با چیز دیگر از خود محبوبه حکایت میکند.
و در این تشبیه و استعارۀ بدیعۀ عرفانیه، آل محمّد علیهم السّلام را با حضرت ذات أحدیت و فناء و اندکاک در آن ذاتِ ما لا إسمَ لَهُ و لا رسمَ لَهُ چنان متّحد و واحد قرار داده است که أقرب از آن متصوّر نیست؛ بنابراین «ظَلم الحبیب» که در مقام بقاء بعد از فناء لازم و برای سالک ضروری است غیر از عترت حضرت ختمی مرتبت و آل محمّد نخواهد بود.
شاهد بر این معنی، این عارف بزرگ در یائیۀ خود میگوید:
ذَهَبَ العُمرُ ضیاعًا و انْقَضَی *** باطِلاً إذ لَم أفُزْ مِنکم بشَیء غَیرَ ما اُولِیتُ مِن عِقدِی ولا *** عِترَة المَبعُوثِ حَقًّا مِن قُصَی1 «عمر من ضایع شد و به باطل گذشت؛ چرا که به من از حقیقت شما هیچ چیز نرسیده است و بدان کامیاب نشدهام غیر از عقد و گرۀ ولایت عترت برانگیخته شدۀ به حقّ از أولاد قُصَی (عترت و خاندان محمّد بن عبداللَه ... ابن قُصَی) که آن به من عنایت شده است.»
- دیوان ابن فارض، یائیه آن أوّلش این است: سآئقَ الأظْعَانِ یطْوِی الْبَیدَ طَی، ص ٢٥.
