
دستورات آیتالله قاضی دربارۀ ماههای مبارک رجب، شعبان و رمضان
آیتالله سیدمحمدمحسن حسینی طهرانی، در توضیح این دستورات مینویسند: «اصل این دستور را حضرت علامۀ طهرانی در سال آخر عمر شریف و بابرکت خود، در یکی از جلسات برای خواصّ اصحاب خودشان، از روی نسخه خطی [کتاب] «صفحاتٌ مِن تاریخ الأعلام» ـ که به قلم حضرت آقای حاج سید محمدحسن قاضی در شرح حال پدرشان مرحوم آیتالله حاج سید علی قاضی طباطبایی است ـ بیان فرمودند. به عمل و مداومت بر این دستورات تأکید نمودند و خصوصاً به طلابی که با حضرتش محشور بودند، امر کردند آن را در دفتر خود ثبت نمایند. این حقیر [سید محمدمحسن حسینی طهرانی] از روی نسخۀ ایشان در کتابخانۀ معظمٌله استنساخ نمودم. اینک متن عربی آن را با استفاده [از] ترجمه و توضیح مختصر آن بزرگوار [علامۀ طهرانی] به علاقمندان تقدیم می نماییم.» (همراه با بازنگاری و ویرایش)
دستورات آیتالله قاضی دربارۀ ماههای مبارک رجب، شعبان و رمضان
6ثُمَّ تَلتزمونَ المراقَبَة الصُّغریٰ وَ الکُبریٰ وَ المُحاسَبَةَ وَ المُعاتَبَة بِما هُوَ أحْری. فَإنَّ فیها تَذکِرةً لِمَن أرادَ أن یتَذَکَّرَ أو یَخشیٰ.
«سپس ملتزم شوید به مراقبه، چه مراقبۀ صُغریٰ (بازداشتن نفْس از آنچه که خداوند بدان راضی نیست) و چه مراقبۀ کُبریٰ (نگاه داشتن دل از آنچه محبوب نمیپسندد).
و نیز خود را وادار به محاسبه (حساب کشیدن از نفْس) و مُعاتبه (سرزنش نمودن در صورت لغزش) و مُعاقبه (تنبیه نمودن نفْس در صورت ارتکاب خلاف) به آن چیزی که شایسته و سزاوار است نمایید.
پس براستی هر کسی که درصدد متذکر شدن به ذکر حقّ و در مقام خشیت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد میتواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذکر گردد.»
ثُمَّ أقبِلوا بِقلوبِکُم وَ داوُوا أمراضَ ذُنوبِکُم وَ هَوِّنُوا بالإستغفارِ خُطُوبَ عُیوبِکُم.
«پس از این مرحله، با دلهای خود به خداوند رو آورده، بیماریهای گناهانتان را معالجه و مداوا نمایید و بهوسیلۀ استغفار، بزرگی و سنگینی عیوب خود را کاهش دهید.»
و إیّاکُم وَ هَتکَ الحُرُماتِ! فَإنَّ مَن هَتَکَ وَ إن لَم یَهتکِ الکریمُ علیهِ فهُوَ مَهتوکٌ.
«و بپرهیزید از اینکه حریم الهی را بشکنید و پردههای حجاب را بالا زده، حرمت حَرَم را هتک نمایید.
زیرا بهراستی چنین شخصی در نظام تکوین بیآبرو و مهتوک است؛ گرچه خداوند کریم از روی کرمش، بهحسب ظاهر آبروی او را حفظ نماید؛ و همین جزای اوست و نیازی به مجازات پروردگار ندارد.»
وَ أنّیٰ یُرجَی النّجاةُ لِقلبٍ ارتَبَکَت فیهِ الشُّکوکُ، حتّیٰ یَسلُکَ سَبیلَ المتّقینَ وَ یَشرِبَ منَ الماءِ المَعینِ مَعَ الْمُحسنین؟! وَ اللَهُ المُستعانُ علیٰ نَفسی و أنفسِکُم و هُوَ خَیرُ مُعینٍ.
«و کجا امید نجات است برای دلی که شبهات وارد آن شده، در او نفوذ نموده است؟! (یعنی یکی از واجبات و لوازم حتمیۀ سلوک إلیاللَه، یقین داشتن به مبدأ و معاد و حقانیت طریق و شیخ و استاد است؛ و در صورت پیدایش کمترین شک و تردیدی سالک خودبهخود از حرکت باز میماند. بنابراین محال است با وجود شک، سالک از مهلکه نجات پیدا نماید.) و چنین شخصی هرگز نمیتواند در راه متّقین قدم بردارد، و هیچگاه قدرت ندارد به مقام محسنین راه یابد و با آنان از چشمۀ آب گوارا بنوشد. و خداوند تنها محلّ اتّکای من و شماست و او بهترین یار و یاور میباشد.»
