داستان تهجد مرحوم حاج سید احمد کربلائی در مسجد سهله
داستان تهجّد سيد احمد كربلائي در مسجد سهله
4چون خواستم از مسجد بيرون شوم، از سرخدمۀ آنجا كه اطاقش خارج از مسجد و در ضلع شرقي بود پرسيدم: اين شخص كه بود؟! آيا شما او را ميشناسيد؟!
گفتند: آري! اين مردي است به نام سيّد احمد كربلائي، بعضي از شبهاي خلوت كه در مسجد كسي نيست ميآيد، و حال و وضعش همينطور است كه ديديد.
من كه به نجف آمدم و خدمت استاد آقا شيخ علي محمّد رسيدم مطالب را مو بمو برايشان بيان كردم. ايشان برخاست و گفت: با من بيا! من در خدمت استاد رفتم. استاد در منزل آقا سيّد احمد وارد شد و دست مرا در دست او گذارد و گفت: از اين به بعد مربّي اخلاقي و استاد عرفاني تو ايشانست، بايد از او دستور بگيري و از او متابعت بنمائي!1
توجّه به ظاهر امام عليه السّلام نفس را از ادراك سرّ ولايت باز ميدارد
از اين حكايت معلوم است كه اوّلاً: اساتيد عرفان و توحيد نسبت به حضور در اين امكنه كه تعلّق به حضرت بقيّة اللَه ارواحنا فداه دارد تا چه حدّ اهتمام و رغبت داشتند و خود و شاگردان را دعوت به اين امكنه مقدّسه مينمودند. ثانياً: وقت خاصّي براي حضور در اين امكنه نميشناختند و مانند ساير افراد كه شب چهارشنبه را جهت رؤيت آن حضرت قائلاند، نفس حضور در اين فضاي مقدّس را مغتنم ميشمردند نه وقت خاصّ جهت رؤيت ظاهري را. ثالثاً: مقصود و منظور ايشان از حضور صرفاً تقرّب باطني و انس معنوي و مناجات و خلوت نفس و روح و سرّ با حقيقت آن حضرت بوده است نه صرف زيارت ظاهري و صوري؛ و لذا اوقاتي را انتخاب ميكردند كه مسجد خلوت باشد و كسي مزاحم حال و كار و ذكر و فكر آنان نشود.2
- ـ توحيد علمي و عيني، از ص ٢٠ الي ٢٣
- توحید علمی و عینی، ص 20.

