خصوصیات ودستورات اولیاء الهی پیرامون ماه رجب
23و خسر المتعرضون الّا لک «خسران زدهاند، خسران زده شدهاند و خاسر اند آن کسانى که متعرّض غیر تو شدهاند.» غیر تو را به حساب آوردهاند، افراد دیگر را به حساب آوردند، حسابهایى در ارتباطاتشان در نظر گرفتند، حساب و کتاب در ارتباطاتشان مدّ نظر قرار دادند. خدا شاهد است که یک خطور که از انسان سر بزند، یک خطور، یک خطور که این خطور، خطور غیر الهى باشد، خطور، خطور مادّى باشد، خطور، خطور دنیوى باشد، به پاى انسان مىنویسند؛ یک خطور: با این رفیق بشویم، به دردمان مى خورد. بد نیست حالا فرض بکنید که سلام، علیکى با این داشته باشیم. اینها همهاش چیست؟ اینها همهاش خسر المتعرضون الا لک است. تمام کسانى که متعرّض غیر تو شدند، اینها خسران پیدا مىکنند. یک روزى همین مىآید و پشت مىکند. همین مىآید و بىتوجّهی می کند، آن وقت انسان خسران زده یعنى چه؟ یعنى اینکه: عجب! من که دو سال با این بودم، این همینطور سر یک مطلب واهى گذاشت رفت؟ این ناراحتى که براى انسان پیدا مىشود، این ناراحتى برای چیست؟ به این خاطر نیست که او گذاشته و رفته، بلکه به این علّت است که دوسال سرگردان او بوده، دو سال بیکار او بوده و دو سال علّاف او بوده و ذهن خودش چیزهاى دیگرى را ترسیم مىکرده، برای این است که اینقدر ناراحت مىشود. یعنى چه؟ یعنى «خاسر». حالا اگر دو سال انسان باشد ولى تعلّق نداشته باشد، حالا وقتى که برود، ناراحت مىشود؟ نه، مىرود که مىرود، برود، مىرود که برود. ناراحتى دارد؟ دوباره برگردد، مىخواهد برگردد، مىخواهد برنگردد. چرا ناراحتى ندارد؟ به خاطر اینکه دل در اینجا گرو نگذاشته، متعرّض او نشده، ارتباط داشته، ولى متعرّض دیگرى بوده، دل در گرو دیگرى گذاشته و او هم که هیچ وقت از بین نمىرود. حالا اگر او از بین رفت خب انسان دیگر باید خلاصه، نداى وا مصیبتایش برود بالا. ولى نه، او از بین نمىرود. ولى غیر از او همه مىروند. ما به چه کسانى دل بسته بودیم! در زمان مرحوم آقا ما به چه کسانى تعلّق داشتیم! به چه افرادى دل بسته بودیم! به چه افرادى تعلّق داشتیم! به چه افرادى پشت گرم بودیم! به چه افرادى توجّه داشتیم! کجایند؟ کجایند؟ رفتند همه. اینهم نتیجه و خسرو المتعرضون الّا لک. پدر به ما گفت: متعرّض نباش! حرفش را گوش ندادیم. او گفت و ما گوش ندادیم. البتّه خیال مىکردیم مطلب جور دیگر است و حالا ایشان مثلًا نظر جدّى ندارد. حالا مىفهمیم: نه بابا! جدّى مىگفت، داشت جدّى مىگفت و اینها همه براى انسان عبرت است.

