خصوصیات ودستورات اولیاء الهی پیرامون ماه رجب
15در ادعیۀ ماه رجب که در پیش است مگر نمی خوانیم : « خدایا مرا از جمله افرادی قرار بده که بسوی تو از هم سبقت می گیرند». مرحوم آقا ماه رجب که می آمد برای رفقایشان و تلامذه شان صحبت می کردند، غالباً من یادم است که این جمله را همیشه می گفتند: که وقتی قرار است ما سبقت بگیریم در یک امری و مردم سبقت بگیرند، ما در راه خدا بر یکدیگر سبقت بگیریم ، سبقت در راه خدا با سبقت در بازار فرق می کند ، با سبقت در تجارت فرق می کند ، با سبقت در گرفتن متقاضی و مراجعه کننده از این و آن و داد و ستدهای پنهانی و ایادی مرموز فرق می کند ، سبقت در راه خدا به عبارت بزرگان سبقت است در آن اموری که انسان را از خودیت بیرون می آورد و به او می پیوندد، این مسئله چه در بازار می خواهد اتّفاق بیافتد ، چه در منزل می خواهد اتّفاق بیافتد یا در هر جای دیگر، «وَالَّذینَ هُمْ بِالْبِدارِ اِلَیک یسارعُونْ» امام می فرمایند: خدایا مرا ملحق کن به آن کسانی که در سبقت بسوی تو از هم پیشی می گیرند، نه اینکه بیشتر نماز می خواند، نه اینکه بیشتر دعا می کند، اینها همه بجای خود محفوظ ، نه اینکه در شب بر می خیزد و به تهجّد می پردازد، اینها درست . آنچه که منظور امام علیهالسلام است، این است که در آن اموری که بتواند مرا از نفس و خودم بیرون بیاورد مرا موفق کن، در آن اموری که بتواند مرا از خود برهاند و به تو بپیوندد مرا موفق کن ، این معنا معنای سبقت است . در یک روایت داریم که یک مسئلهای پیش آمده بود بین امام حسن مجتبی علیهالسلام و حضرت سیدالشهداء در زمان خلافت امیرالمؤمنین علیهالسلام ظاهراً بوده ، گرچه یک احتمالی هم داشت که در زمان خود امامت و خلافت امام حسن علیهالسلام باشد، یک مسئلهای پیش آمده بود، باصطلاح یک مسئلۀ ظاهراً داخلی بوده ، یک قضیۀ داخلی بوده شاید بین اینها هم حتی نبوده ، دیدند امام حسین علیهالسلام صبح لباس پوشیده دارد می رود. یکی از رفقای حضرت پرسیدند کجا می روید؟ حضرت فرمودند دارم می روم منزل برادرم! دارم می روم آنجا که این مسئلهای را که بوجود آمد من پیش قدم بشوم برای از بین بردنش، التفات کردید ؟ من زودتر بروم و این را از بین ببرم و من جزء افرادی باشم به تعبیر حضرت سجّاد علیه السلام:«وَأَلْحِقْنِی بِالَّذینَ هُم بِالْبِدارِ إلَیک یسارِعُون» آدم رند این است دیگر! این را می گویند مسابقه، نه زیاد نماز خواندن ، نه قرآن زیاد خواندن . سباق ، یعنی عملی انجام بدهی که با آن عمل از خودیت و نفس بیرون بیایی و در راه رضای او وقتی قرار بر این است که یک عملی انجام بگیرد شما زودتر انجام بده ، شما پیشقدم باش و چه بسا این پیشقدم شدن مشکلتر است ، مگر ما در بین خودمان نداریم؟ وقتی بین دو نفر یک مطلبی پیش می آید می گوئیم او بیاید عذر خواهی کند، چرا من بروم ؟ دیگری هم می گوید، او بیاید عذر خواهی کند چرا من بروم؟ این می گوید من ، آن می گوید من! این گونه مشکلات همه جا هست، حالا ما الآن می خندیم، نه آقا جان در همۀ ما این قضیه موجود است. خیلی بی تعارف، هم در بنده و هم در سرکار، همه مان ! بله باید در راه باشیم ، باید تقلّا کنیم ، باید زحمت بکشیم ، باید مجاهده کنیم ، رو در بایستی ندارد دیگر، خودمانی و رفیقانه حرف می زنیم دیگر، اینجا دیگر بنا نیست که ما مطلبی را بپوشانیم و مخفی کنیم و خیال می کنم که رفقا هم به این مسئله رضایت بدهند. این مسئله ، مسئله نفس است .

