خصوصیات ودستورات اولیاء الهی پیرامون ماه رجب
10قلبی که در افکار غیر صحیح و غیر واقعی دارد دور می زند، آن فیض می آید و رد میشود، نمیایستد، گیرنده وجود ندارد، فرستنده هست، گیرنده نیست، نمی گیرد، پس باید شرایطش را آماده کرد، موانع را از سر راه برداشت تا اینکه انسان بتواند فیض بیشتری ببرد، هر چه در این ماه حالت سکوت و حالت سکون و آرامش بیشتر باشد واردات بیشتر خواهد شد و بالعکس، ملائکه در جایى که تشویش و اضطراب است نمىآیند، ملائکه در جاى سکون و آرامش مىآیند، ملائکه در جایى که دائماً محلّ جَوَلان فکر و تخیلات و خیالات است نمی آیند. سکوت یک وِزانى را در انسان به وجود مىآورد که با حرف، یک همچنین وزان و یک همچنین متانتى و یک همچنین پُرى که لازمه این قضیه این است که افاضات الهى بر قلب انسان بیاید، با صحبت یک همچین چیزى نمىآید. افرادى که زیاد صحبت مىکنند، قلب آنها مشوّش است، اضطراب دارد. دیدید بعضىها فرض کنید که ما مثلًا دیدیم، مرحوم علّامه طباطبایى یا مثلًا بزرگانى را دیدیم یا مثلًا مرحوم آقاى حدّاد، در مجلس که مىنشستند، تا از ایشان سؤال نمىکردیم حرف نمی زدند؛ یا علّامه طباطبائى، یک ساعت مىنشستیم، همینطور به انسان نگاه مىکرد. ولى بعضىها مىگویند: آقا! یعنى چه؟ انسان بنشینند هِى همینطورى نگاه بکند، ساکت، یک حرفى بزنیم، یک چیزى، آقا! هوا گرم است، خیابان شلوغ است، جنسها گران شده، یک حرفى بالأخره بزنیم، این روش یعنى چه؟
اینها اضطراب دارند، در نفسشان اضطراب دارند، این اضطراب نمىگذارد که آرام باشند. ارتباط انسان با اینگونه افراد براى انسان مضرّ است. انسان با افرادى باید ارتباط داشته باشد که این حالت در آنها کمتر است، حالت سکون و آرامش در آنها بیشتر است و در این زمینه روایات زیاد است که ملائکه در سکوناند، شیاطین در اضطرابند.
نباید به دنبال آن بود که زید فلان حرف را زد، عمر فلان مطلب را گفت ، چرا فلانی نسبت به من این فکر را کرد؟ اینها به درد ماه رجب نمىخورد. اگر شخصى با این تصوّرات و تخیلات داخل در ماه رجب بشود نصیبى نخواهد داشت. تا آنجایی که به نظرم می رسد مرحوم آقا در قضیۀ سکوت خیلی تأکید داشتند ، حتی مطالب مفید ، در مورد مطالب غیر مفید که جای صحبت نیست و اما مطالبی که مطالب مفیدی هم هست مطالب خوبی هست من حیث المجموع ، باز هم انسان در این سه ماه مراقبت بیشتر داشته باشد و سکوت را باید رعایت کند ، مگر در موارد ضرورت که آن یک مطلب دیگری است، و حتی ایشان می فرمودند که بسیاری از شاگردان اساتید و بزرگان در این سه ماه در حالت خلوت خودشان و در آن حالت توجه به خود در دهان خود ریگ می گذاشتند که تا اگر یک جایی صحبتی پیش می آمد و نفس تمایل به عرض اندام و اظهار مطلب پیدا می کرد، پیدا می شود دیگر در مجالس گاهی یک نفر یک حرفی می زند و می بینیم خلاف است و نفس تحریک می شود و باید حرف بزند ، نه آقا بنشین سر جایت و گوش بده ، نیازی نیست، عرض کردم دیگران حقّ مطلب را ادا می کنند و نیازی نیست که انسان بیاید و از خود مایه بگذارد الحمد لله من به الکفایه موجود هست اگر وجوب، وجوب کفایی باشد بعضی ها در مقام ادای تکلیف هستند، این بعضی ها این کار را انجام می دهند و نیازی نیست که ما این کار را بکنیم! ولی این مطلب را دائماً انسان باید در مراقبۀ خودش قرار بدهد و نتیجه اش را خواهد دید ، مسأله سکوت بسیار مهم است، و چه بسا انسان بسیاری از عبادتهای خودش را و توجهات خودش را و آن آثار را به واسطۀ یک کلام از دست می دهد ، و انگار نه انگار که کاری انجام داده و زحمتی کشیده و مراقبه ای انجام داده ، مخصوصا در مشاجرات در داخل منزل، که این خیلی مسألۀ مهمی است که انسان باید از اینگونه مسائل خود را به دور نگه دارد و بی دلیل در هر چیزی داخل نشود و اظهار سلیقه نکند و مقداری اختیار را در امور به دیگران واگذار کند در حدّی که مورد اختیار آنهاست نه اینکه بخواهد از حد و مرز تعدی شود ، بگذارد در این مسأله مقداری کنار باشد نسبت به شریک و همسایه ، بیرون در رفت و آمد و حرکت و به عنوان مثال در ماشین نشسته است ، یک کسی خلافی می کند لازم نیست انسان جوابش را بدهد اگر انسان بخواهد در کوچه و خیابان جواب همه را بدهد که دیگر شیرازۀ همه چیز از هم گسسته می شود ، ما نباید به اعمال و رفتار دیگران نگاه کنیم ، ما باید به وظیفۀ خود نگاه کنیم ، اگر بخواهیم به دیگران نگاه کنیم کلاه ما پس معرکه است و هیچ نتیجه ای نمی بریم و هیچ گاه دیگران را مثل خودمان نخواهیم کرد ، این فایده ای ندارد ما باید به خود نگاه کنیم که در قبال کارهای مختلف دیگران چه عکس العملی نشان بدهیم ، حرف بزنیم یا نه؟ ساکت باشیم و بگذریم و کار عوام را به عوام واگذار کنیم و کار جاهل را به جاهل واگذار کنیم و بالاخره یک فرقی باید باشد بالاخره باید یک امتیازی باشد نمی شود که مسأله به این کیفیت باشد که در منظر است. باید دانست که صحبت کردن یکی از مهمترین آفاتی است که این مهمانهای پروردگار را از دل ما بیرون میکند! خیلی عجیب است: آنقدر که بزرگان راجع به این مسأله تذکّر دادند دربارۀ سائر مسائل سفارش نکردهاند.

