
حضرت أبوالفضل علیه السلام كعبه أولياء
حضرت أبوالفضل علیه السلام كعبه أولياء
2بسم اللَه الرحمن الرحیم
انسان با مطالعه در احوال علما و قصص مذکوره از ایشان، پس از تدبّر و تدقیق به این مطلب میرسد که تا وقتیکه در راه و مسیر او قدم نزند و سرّ و سویدای خود را خالص نگرداند؛ هر قدر هم که در راه کسب علوم و فضائل سرآمد دوران باشد، فعل او خام و حرکت او بیثمر خواهد بود. شاهد ما چند حکایت آموزنده از دیدگاه علما نسبت به حضرت ابوالفضائل عباس بن علی بن ابیطالب میباشد. امید آنکه همه بر سر خوان فضل و کرم او متنعّم باشیم.
١) حضرت أباالفضل العباس عليهالسّلام را شاگردان [مرحوم قاضی] كعبه أولياء مى گفتند. توضيح آنكه: مرحوم قاضى پس از سير مدارج، و معارج، و التزام به سلوك، و مجاهده نفس، و واردات قلبيّه و كشف بعضى از حجابهاى نورانى، چندين سال گذشته بود و هنوز وَحْدت حضرت حقّ تعالى تجلّى ننموده، و يگانگى و توحيد وى در همه عوالم در پس پرده خفا باقى بود؛ و مرحوم قاضى به هر عملى كه متوسّل ميشد؛ اين حجاب گشوده نمى شد. تا هنگاميكه ايشان از نجف به كربلا براى زيارت تشرّف پيدا كرده؛ و پس از عبور از خيابان عباسيّه (خيابان شمالى صحن مطّهر) و عبور از در صحن، در آن دالانيكه ميان در صحن، و خود صحن است و نسبتاً قدرى طويل است؛ شخص ديوانهاى به ايشان ميگويد: أبوالفضل كعبه أولياء است. مرحوم قاضى همين كه وارد رواق مطّهر مىشود در وقت دخول در حرم، حال توحيد به او دست مىدهد؛ و تا ده دقيقه باقى مى ماند؛ و سپس كه به حرم حضرت سيّدالشهداء عليهالسّلام مشرّف مى گردد در حاليكه دستهاى خود را به ضريح مقدّس گذاشته بود؛ آن حال قدرى قويتر دست ميدهد؛ و مدّت يك ساعت باقى ميماند. ديگر از آن به بعد مرّتباً و متناوباً و سپس متوالياً حالت توحيد براى ايشان بوده است. 1
- مكتوبات، مراسلات ، مقالات، ص ٦٠.
