
تحقیقي از علامه سيد محمد حسين حسينی طهرانی پيرامون وحدت وجود
تحقیقي از علامه سيد محمد حسين حسينی طهرانی پيرامون وحدت وجود
6البتّه آن کس که تمام موجودات را با ديده توحيد ميبيند، طور دگري مشاهده ميکند ؛ وگرنه حضرت نميفرمود: من از بيان علم خودم کتمان دارم و آن را ابداً به زبان نميآورم.
بنابراين، راه چاره و راه منحصر آن است که: ما با قدم صدق در صراط توحيد قدم زنيم و به ديده و مشاهده حضرت امام سجّاد نائل گرديم، در آنوقت امامت او و مأموميّت ما صدق ميکند ؛ نه آن که بر همين درجه ادراک خودبمانيم و درجا بزنيم و زنگار شرک را که أقْبَحُ ما نَأتـي است از دل نزدائيم و چشمان رمد آلوده خود را براي ديدار إشراق شمس جهانتاب معالجه ننمائيم ؛آنوقت خود را حقّ و مُدرَکات فعليّه خود را حقّ بدانيم، و چون دستمان به تکفير و تفسيق امام سجّاد نميرسد و در اين زمان از عهدهمان ساخته نيست که خونش را بريزيم، دست به تکفـير و تفـسيـق عرفـاء بـاللَه و أوليـاي حقّ همـچون محيي الدّين عربي بزنيم، و هر بيچاره مفلوک و شوريده را به نام تصوّف و قول به وحدت وجود بکشيم، و درويش کشي معنيً و ظاهراً شيوهمان گردد.
پاسخي که ما در اينجا درباره قول به وحدت وجود آورديم، غير از جوابهائي است که شهيد فضل و ولايت و علم و درايت مرحوم قاضي سيدنوراللَه شوشتري در «مجالس المؤمنين» ميدهد.1 پاسخ ما روشنتر و بيپردهتر است ؛ و با اين بياني که عرض شد، معلوم شد که: انکار وحدت وجود يعني انکار استقلال در ربوبيّت و خلاّقيّت حضرت باري تعالي شأنه العزيز.
بنابراين منکر وحدت وجود، منکر توحيد است ؛ و مبارز و معارض و مخاصم با آيات مبارکاتي که ذکر شد.2
- «مجالس المؤمنين » طبع سنگي، مجلس ششم، ص ٢٨٣
- روح مجرد، ص 370.
