
تحقیقي از علامه سيد محمد حسين حسينی طهرانی پيرامون وحدت وجود
تحقیقي از علامه سيد محمد حسين حسينی طهرانی پيرامون وحدت وجود
2وحدت به معني استقلال ذات حقّ تعالي شأنه در وجود است که با وجود اين استقلال و عزّت , هيچ موجود دگري توان استقلال را نداشته و وجودش وجودي ظلّي و تَبَعي است , همچون سايه شاخص که به دنبال آن ميگردد. تمام موجودات وجودشان از حقّ است ؛ همه آيه و نماينده ميباشند.بنابراين همه ظهورات او ميباشند و تجليّات ذات أقدس وي.
امّا ظاهر از مَظْهر جدا نيست , و متجلِّي از متجلَّي فيه انفکاک نميتواند داشته باشد ؛ وگرنه ديگر ظهور و تجّلي نيست ؛ آن وجودي است جدا و اين وجودي است جدا. در اين صورت عنوان مخلوق و ربط و رابطه برداشته ميشودو تمام کائنات مواليد خدا ميگردند , در حالي که او ﴿لَمۡ يَلِدۡ﴾ 1 است.
عينيّت حقّ با اشياء، عينيّت ذات بسيط ما لا اسم له و لا رسم له با اشياء نيست ؛ زيرا آن قابل وصف نيست و اين اشياء به وصف ميآيند. او تعيّن و حدّ ندارد ؛ اينها همگي محدود و متعيّن هستند.
عينيّت به معني عينيّت علّت با معلول , و خالق با فعل , و ظاهر با ظهور است. بدين معني که: اگر فرض رفع حدود و تعيّنات شود , ديگر غير از وجود بَحْت و بسيط و مجرّد چيز ديگري در ميان نميماند و نميتواند در ميان بماند.
وحدت وجود به معني تعلّق و ربط حقيقي ـ نه اعتباري و توهّمي وخيالي ـ همه موجودات است با خالقشان , و در اين صورت ديگر فرض زنگار استقلال در موجودات بيمعني ميشود. همه با خدا مربوط اند ؛ بلکه ربط صرف ميباشند. و خالق متعال که حقيقت وجود و أصل الجودِ و الوُجود است با تمام اشياء معيّت دارد ؛ نه معيّت ١+١ که اين غلط است و عين شرک است ؛ بلکه في المَـثَل مانند معيّت نفـس ناطــقه با بدن , و معيّـت عـقل و اراده با أفـعـال صادره از انسان که تحقيقاً در مفهوم و مفاد و معني يکي نيستند ؛ ولي از هم منفک و متمايز هم نميباشند.
- صدر آيۀ ٣، از سورۀ ١١٢: التّوحيد
