
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
9یك سؤالی من الآن از شما میكنم: چند سال است كه الآن میگویند: آپولو رفته، موشك رفته، اینها رفته به كرۀ ماه و آنجا رفتند و دیدند و تحقیق كردند و آمدند؟ چند سال است؟ من از زمان طفولیتم یادم است توی روزنامهها وجراید و رپورتاژها و امثال ذالك، این قضیه را نقل میكنند. حالا من از شما یك سؤال میكنم: آیا واقعا آپولو به كرۀ ماه رفته است؟ شاید نرفته باشد، همۀ اینها كلَك باشد. كلام یكی از شما میتواند با دلیل عقلی و علمی بیاید اینجا ـ همین الآن، من اینجا نشستهام ـ ثابت كند: قطعاً آپولو رفته كرۀ ماه. بیاید ثابت كند، بیایید بگویید، بیایید!. سی و چند سال است كه میگویند: آپولو...، لَعَلّ اینكه یك موشك هوا كرده باشند و یك عكسهایی انداخته باشند، آورده باشند، گفتند كه: این كرۀ ماه است. شما را بردند آنجا؟ شما خودتان رفتید؟ من یك نمونهای دارم میگویم كه كسی نتواند دیگر راجع بهِش حرف بزند. یعنی یقینیترین یقینیات را من دارم الآن از شما میگیرم. آنی كه دیگر دَرَش هیچ شكی ندارید دیگر. هیچ شبههای شما درش ندارید. بیایید ثابت كنید برای من كه: آقا! این آپولوئی كه رفته كرۀ ماه، نمیدانم افرادی كه رفتند ـ نمیدانم آمسترانگ بودند؟ كی بودند؟ آن افرادی كه، سرنشینان و اینها ـ اینها واقعاً رفتند و یقیناً آمدند بیان كردند، مانند روز قیامت و مانند این خورشید، مانند این چراغی كه الآن شما دارید میبینید، مثل این چراغ شما وما یقین داریم این قضیه در خارج انجام شده. نه، هیچ دلیلی نداریم. هزار تا كَلَك می توانند روی ما سوار كنند و بعد هم بگویند: این قضیه در خارج هست. من الآن خودم دارم از شما سؤال میكنم، یكی بیاید به من ثابت كند؛ یكی بیاید. این فیلمهایی كه دارند میسازند و توی تلویزیون و این برنامهها و كلَكها و با زومها و بزرگ كردنها و كوچك كردنها و این فیلمهای علمی، تخیلی، اینها، كه همۀ اینها اصلاً كشك است و همه، حقّه بازیهای این كمپانیها و چیزهای فیلمسازی و این حرفها است. اینها چطوری است؟ مگر این نیست؟ شما نگاه میكنید: آقا! یك آسمان خراش صد و ده طبقه یكمرتبه با یك زلزله برگشت. كدام آسمان خراش؟ كدام شهر؟ كدام شهر وآسمان خراش آمد برگشت، اینها هم منتظرند همان موقع عكسش را بردارند؟ این كَلك است، حقّهبازی است دیگر. شما نگاه میكنید، میبینید كه: فلان شخص از آن بالا، از كوه خودش را پرت كرد پایین. كدام دیوانهای میآید تو فیلم خودش را از كوه پرت كند پایین و بعد هم جنازهاش تكه تكه بشود؟ اینها همهاش كلك است. یك دنیا را با كلك دارند میگردانند. حالا فهمیدید؟ با حقّهبازی، با كلك دارند میگردانند. من نمیگویم این قضیه وقوع خارجی ندارد. نه، اتفاقاً آدم عاقل آن كسی است كه هر قضیه را در بوتۀ احتمال خودش قرار بدهد. ولی من دارم این را میگویم: یقینیترین یقینیاتی كه الآن برای ما در این عصر و در این قرن هست، من چطور راحت از دست شما گرفتم. هیچ دلیلی نداریم آپولو كرۀ ماه رفته است، بیایید ثابت كنید. نه، آقا جان! این حرفها نیست. ولی همهمان هم یقین داریم. چرا؟ چون هِی به گوش ما خورده، هِی تصویر دیدیم، هِی عكس دیدیم، هِی رپورتاژ دیدیم، هِی خبر دیدیم؛ هِی آمدند نقل كردند، با این مصاحبه كردند، با آن مصاحبه كردند، هِی آمدند، هِی چی شد؟ هِی زیاد، زیاد، زیاد، تا اینكه ما به عنوان یك اصل مسلّم و غیر قابل تغییر، آمدیم این پدیده را پذیرفتیم. این چیست؟ این علم حصولی است؛ فایده ندارد. یك مرتبه متوجّه میشوید: نه، آقا جان! سرتان را كلاه گذاشتند. این حرفها چیست؟ آپولوی چی؟ موشك چی؟ كرۀ ماه چی؟ كلاه گذاشتند سرمان. آنها هم كه باید بگذارند، بلدند چطوری كلاه میگذارند.
