
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
8شما میروید پیش یك طبیب كه شما را معاینه كند. ایشان به شما هشدار میدهد: چنانچه این كارها را بخواهید انجام بدهید این مراعاتها را نكنید، هفتۀ دیگر به این ناراحتی مبتلا میشوید. اگر گرسنگی بكشید، اگر در غیر از موقع مناسب غذا بخورید، اگر غذاهای نامناسب را بخورید، شما هفتۀ دیگر به این كیفیت، دارای ناراحتی معده میشوید، ناراحتی اثنیعشر میشوید. این را، این طبیب به ما میگوید. یا اصلاً اگر هم نه، میگوید: شما با این وضع هفتۀ دیگر قطعاً به یك ناراحتی جهاز هاضمه مبتلا میشوید و ما هم علم داریم بر این كه طبیب صادق است وحاذق است و اشتباه نمیكند؛ یعنی با فرض این موضوع. پس الآن ما علم داریم بر اینكه هفتۀ دیگر به این قضیه ما مبتلا میشویم، به این ناراحتی مبتلا میشویم. ولی هنوز مبتلا نیستیم. این قضیه روزها میگذرد؛ شنبه، یكشنبه، دوشنبه ...، همینطور میگذرد ما در انتظار این خبر طبیب به سر میبریم. روز جمعه كه میشود یك مرتبه احساس ناراحتی در معدۀ ما پیدا میشود. آن علم حصولی، با این علم حضوری اتّحاد برقرار میكنند. آنی را كه قبلاً به ما گفته بودند كه میرسیم، با آنی را كه خودمان به او رسیدیم، وحدت برقرار میكند، یكی میشود. اینجا است كه اتّحاد علم حصولی و علم حضوری است. این علم حصولی، اینجا به درد می خورد. علم حصولی كه با علم حضوری یكی شود آن علم حصولی مفید است. ولی اگر نه، یكی نشد، اختلاف پیش آید، یا انسان را در بین دو راهی قرار داد، این دیگر در این صورت نمیتواند مفید باشد.
امام صادق علیهالسّلام میفرماید كه: علم عبارت است از نوری كه خداوند در قلب قرار میدهد. حالا من سؤال میكنم: آیا افرادی كه از خارج بیایند به انسان بگویند: فرض كنید كه قضیه این است؛ آیا اینها نور است؟ یك شخصی بیاید یك مطلبی را به انسان بگوید: آقا! در آنجا فلان قضیه اتّفاق افتاد، یكی دیگر بیاید خلافش را نقل بكند، شخص ثالث بیاید، تأیید اوّل را بكند، شخص رابع بیاید، تأیید دوم را بكند. آیا اینها نور است؟ نور چیست؟ نور عبارت است از یك حقیقت و یك پدیدهای كه آن حقیقت و آن پدیده موجب راهنمایی انسان است به واقع؛ آن را میگویند نور. چرا این چراغ نور است؟ چرا خورشید نور است؟ به خاطر اینكه خورشید موجب میشود كه ما به واقع برسیم، به حقایق مختفی بر عین و بر چشم ما اطلاع پیدا بكنیم. اگر خورشید نباشد، همه عالم مُظلَم است دیگر، تاریك است دیگر، كسی، كسی را نمیتواند تشخیص بدهد. اگر چراغ نباشد، شما نمیدانید در این اتاق چیست. دوست را از دشمن تشخیص نمیدهید. باید چراغ باشد تا ببینید این دوست است و این دشمن است. این خطر دارد و این ندارد. این می شود نور. پس در نور یك جنبۀ واقع در اینجا قرار دارد، یك جنبۀ نفسالأمری در اینجا قرار دارد. به عبارت دیگر: این نوری كه خداوند در قلب قرار داده است و آن نور برای هدایت است و امكان ندارد آن نور موجب اشتباه بشود، آیا این نور از طریق علم حصولی است و از قُماش علم حصولی است و از نسخ علم حصولی است یا حتماً باید از نسخ علم حضوری باشد؟ علم حصولی ممكن است خلاف باشد.
