
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
7علم حضوری عبارت است از اینكه انسان یك واقعیت و یك پدیده را در وجود خودش، نه در خارج، در وجود خودش یك واقعیت و یك پدیده را احساس كند. الآن كه شما گرسنه نیستید؟ اگر هستید، بگوئید، من زودتر تمام كنم. إنشاءاللَه گرسنه كه نیستید. كمكم این صحبتهای ما شما را میبرد، میبرد، میبرد به طرف گرسنگی دیگر. تا به یك جایی كه میگوئید: آقا! دیگر چه خبر است دیگر، آقا! دیگر رودۀ بزرگ دارد كوچك را؛ كوچك، بزرگ را، اثنیعشر، دارد نمیدانم چه؟ اینها همه را. هی به اینطرف میروید. الآن این حالت گرسنگی در ما موجود نیست ـ حدّاقل در خودم دارم میگویم ـ نیست. لذا میبینید دارم خیلی قشنگ، راحت، صحبت میكنم و خلاصه شما را هم، گوشتان را گرفتیم به كار. ولی یك مقداری كه میگذرد كمكم شما در وجودتان احساس گرسنگی میكنید، بدون اینكه كسی به شما بگوید، بدون اینكه كسی به شما اعلام كند، بدون اینكه زنگی را به صدا در بیاورند. به مجرّد به صدا آمدن زنگ، همه احساس گرسنگی میكنند؛ نه، زنگ نمیخواهد. زنگ چیست؟ در دل شماست، در اعصاب شماست، در سیستم هاضمۀ شماست، در جهاز هاضمۀ شما زنگ وجود دارد. یكمرتبه احساس میكنید گرسنه هستید و احتیاج به چه؟ احتیاج به غذا دارید. این را كسی به شما گفته؟ كسی برای شما... . این میشود چه؟ میشود علم حضوری. علم حضوری این است كه آن پدیده و آن واقعیت، هر چه میخواهد باشد، آن واقعیت در نفس شما حاضر باشد. آن واقعیت در وجود شما حاضر باشد. این عبارت است از چیست؟ این عبارت از علم حضوری است.
این مسأله دیگر قابل تخطّی نیست. وقتی كه یك شخص گرسنه میشود، این گرسنگی دیگر قابل اشتباه نیست. من گرسنه شدم دیگر، دارم میبینم. حالا گرچه ممكن است خود گرسنگی كاذب باشد یا سیری، سیری كاذب باشد، ولی بالأخره وجدانش كه دیگر كاذب نیست. من دارم وجدان میكنم، این را در خودم دارم وجدان میكنم. حالا آیا ممكن است كه علم حصولی با علم حضوری منطبق شود؟ بله، ممكن است.
