
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
16فلهذا ما میبینیم امام صادق علیهالسّلام در آن رسالۀ بسیار عجیب كه منصوب به فضیل بن عیاض هست كه از امام صادق علیهالسّلام نقل میكند. حضرت میفرمایند: لایجوز الفُتیا لِمَن لایسْتَفتی مِن اللَه بصَفاء سِرّه و برهانٍ مِن رَبّه «جایز نیست فتوی دادن، جایز نیست به اجتماع حكمی را الزام كردن ـ كلام امام صادق است من نمیگویم ـ جایز نیست فتوی دادن مگر برای كسی كه بدون واسطه از همان حقیقت نوریهای كه یقعُ فی قلبِ مَن یشاء هست و خود او به علم حضوری، تمام حقیقتِ شرع و احكام را با وجود خود لمس میكند و با صفاء سرّ و دلیل غیر قابل تغییر و تبدیل از پروردگار میگیرد، به غیر از او شخصی بیاید متصدّی مقام فتوی بشود» بیاید خودش را در معرض قرار بدهد؛ بیاید مردم را دعوت كند به عمل به فتوای او و عمل به رسالههای عملیۀ او؛ جایز نیست؛ امام علیهالسّلام میفرماید نمیشود. فتوی چیست؟ فتوی چیزی است كه ممكن است باعث كشتن بیگناه بشود؛ باعث از بین رفتن عرض و ناموس بشود؛ باعث از بین رفتن شخصیت و حیثیت افراد بشود؛ باعث از بین رفتن اموال بشود. این فتوی است، نه اینكه حتماً مسائل طهارت و نجاست و اینها، این نیست. منظور امام علیهالسّلام این است كه انسان خودش را در معرض دخل و تصرّف شئون مردم قرار بدهد. این است قضیه. مجتهد و فقیهی كه حوادث برای او به علم حضوری روشن شده باشد ـ نه به علم حصولی؛ حسنعلی آمد این حرف را زد، حسینقلی آمد این را گفت، زید آمد این را گفت، پس بنابراین ما فتوی به اینطور میدهیم. اینكه... ـ كی؟ آن شخصی كه با من از مسجد قائم حركت كند بیاید به طرف منزل ـ قبل از اینكه انقلاب به پیروزی برسد ـ به روزنامه فروشی وقتی كه میرسد، رو میكند به من، میگوید: آقای سید محسن این عكس كیست؟ میگویم: آقا این عكس ابوالحسن بنی صدر است. یك نگاهی بهش میاندازد و میگوید: عن قریب است كه از این مرد بر سر ایران آنچه بیاید كه دیگر قابل جبران نباشد. این میتواند فتوی بدهد. درست است؟ این علمش میشود چه؟ علم حضوری. علم حضوری، دارد میبیند. خودش، واقعه در وجودش چیست؟ لمس است، خطا نمیكند. این شخص اگر بگوید: بایست! انسان باید چكار كند؟ بایستد؛ اگر بگوید: برو! انسان باید برود؛ اگر بگوید: بنشین! باید بنشیند؛ اگر بگوید: حركت كن! باید حركت كند. این شخص. دیدید دیگر، همهتان دیدید.
