اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني

0

تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني

15
  • حالا صحبت در این است ـ این، فقط من این را به عنوان مقدّمه فقط عرض كردم كه برای اینكه به این نكتۀ تربیتی و سلوكی برسیم ـ امام صادق علیه‌السّلام می‌فرماید: علم عبارت است از نوری كه در قلب كسی خدا قرار می‌دهد. نور را گفتیم عبارت است از علم حضوری. پس بنابراین اگر شخصی بخواهد در راه راست باشد و راه حقیقت را بپیماید، آیا با علم حصولی انسان می‌تواند راه حقیقت را برود؟ یا نه، باید علم، علم حضوری باشد؟ آیا اگر فلان شخص، فلان عالِم، فلان روحانی، فلان غیر روحانی، گفت: آقا! راه سعادت شما این است، آیا با گفتن او، راه هدایت برای انسان روشن و واضح می‌شود یا نه؟ نه، شاید نباشد، شاید اشتباه كند. اگر فلان شخص بگوید: اگر شما بخواهید به بهشت بروید، امروز باید اینكار را انجام بدهی، فردا باید آن كار را انجام بدهی، این عمل را از شما سر بزند؛ آیا با گفتن او برای انسان الزامی می‌آید برای انجام دادن یا نه؟ نه، چرا؟ چون علمش حصولی است، حضوری كه نیست؛ شاید اشتباه كرده، عوضی فهمیده، در ترتیب مقدّمات اشتباه كرده، عوضی بهش گزارش دادند، آنهم عوضی به مردم می‌گوید، اشتباه به او گزارش دادند، آنطوری كه باید و شاید مسائل مطرح نشده، لذا عكس‌العمل او یك عكس‌العمل غیرصحیحی ممكن است باشد. این نورٌ یقعُ فی قَلب مَن یشاء نیست. كدام شخص امر او برای انسان الزام‌آور است؟ آن شخصی كه امر او، امر علم حضوری باشد، نه علم حصولی؛ مثل امام علیه‌السّلام.

  • امام علیه‌السّلام چرا جاودانه است؟ چرا همیشگی است؟ چون علمش حضوری است، علم حضوری كه از بین نمی‌رود. دارد واقعیت را می‌بیند، نه اینكه می‌بیند، واقعیت در وجود اوست. وقتی كه یك واقعیتی را امام علیه‌السّلام احساس می‌كند با وجودش، همینطوری كه وجود خودش را دارد احساس می‌كند، این دیگر احتمال خطا ندارد. این برای انسان الزام می‌آورد. اینجاست كه ما به این نكته می‌رسیم: در انطباق بین تكوین و تشریع، در انطباق بین مسائل منطقی و واقعی باید یك معاملۀ صحیح و منطقی و ریاضی وجود داشته باشد، بر اساس آن پارادوكس ریاضی و منطقی است كه ما می‌توانیم چكار بكنیم؟ ترتیب اثر بدهیم. یعنی امام علیه‌السّلام، چرا حرف امام علیه‌السّلام برای ما لازم است؟ چون خدا گفته؟ نه، ما اصلاً به خدا كاری نداریم، علم امام حضوری است. اگر خدا هم نمی‌گفت، اگر خدا نمی‌آمد فرض كنید كه كلام پیغمبر را تأیید كند، نكند، شما برو ببین، احساس كن، علم او حضوری است. خب حالا خدا هم گفته به جای خود، دیگرخب بهتر، تأئید كرده. ﴿شَهِدَ ٱللَّهُ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَأُوْلُواْ ٱلۡعِلۡمِ قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِ﴾1 خود خدا هم آمده شهادت داده.﴿إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُواْ نَشهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَه وَ اللَه يعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَه يشهدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُون2 «خدا می‌آید شهادت به رسالت می‌دهد، خدا می‌آید نفاق منافقین را برملا می‌كند» امام علیه‌السّلام به این جهت است كه كلام او برای ما كلام منطقی است؛ چون با اصول ریاضی این كلام امام علیه‌السّلام تطبیق می‌كند، چون علمش علم حضوری است.

    1. سورۀ آل عمران (٣)، صدر آیۀ ١٨
    2. سورۀ المنافقون (٦٣)، آیۀ ١