اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني

0

تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني

12
  • آقاجان! ولی می‌دانید به كه می‌گویند؟ ولی به كسی می‌گویند كه اگر حرفی را بزند، امام زمان علیه‌السّلام بیاید، امام او را تخطئه نمی‌تواند بكند. به این می‌گوئید ولی. كیست این؟ كجاست این؟ اگر خود امام زمان بلند شود بیاید، امام زمان نمی‌تواند این را تخطئه كند. بگوید: آقا! اشتباه كرده؛ در این تكّه‌اش اشتباه كرده، دو سوّم را درست گفته، یك سوّم را غلط گفته، مَزج بین غیره و... . این را ما اسمش را چه می‌گذاریم؟ اسمش را ولی می‌گذاریم. پس كه باید ولی بشود، كسی كه علمش حضوری بشود. آن می‌شود ولی؛ آن می‌شود.

  • از كجا ما می‌توانیم بدست بیاوریم كه آن پدیده‌ای را كه ما احساس كردیم، آن پدیده صحیح است یا خطا برمی‌دارد؟ چه معیاری ما داریم؟ چه معیار داریم؟ دو معیار؛ یا اینكه یك شخصی كه قطع داریم: امكان ندارد، امكان ندارد در كلمات او اشتباهی رخ بدهد كه فقط امام معصوم علیه‌السّلام است. امكان ندارد او بیاید و مطلب ما را تأیید كند، بگوید: بله، مطلب شما در این محدوده درست است. گرچه ما علم حصولی داریم، ولی این علم حصولی باید با علم حضوری امضاء و مُهر بشود. ـ دقّت كنید! ـ اگر ما حتّی علم حصولی داریم باید صحّت و استقامت آن علم، با امضاء و مُهرِ علم حضوری باشد. این یكی. دوّم اینكه: آن علم حصولی ما، مبدّل بشود به علم حضوری. این طریقِ چه؟ طریق دوّم كه این نیاز به امام هم ندارد. یعنی خود این علم حصولی بیاید، بیاید به یك جا، برگردد به علم حضوری. علم حضوری را چه تعریف كردیم؟ خود واقعه و خود حادثه را انسان در نفس ببیند.

  • ببینید دارد كار به كجا می‌رسد. داریم به یك نقطه‌ای می‌رسیم كه علم حضوری عبارت است از اینكه پدیده‌ها و حوادث خارجی را انسان در وجود خودش ببیند. یعنی چه؟ یعنی اگر یك زلزله در یك جا می‌افتد، انسان نه اینكه احاطه پیدا می‌كند بر آن زلزله و آن زلزله را می‌بیند، خود این زلزله را در نفس خودش مشاهده می‌كند؛ انگار نفس او زلزله است؛ انگار خود نفس او، آن واقعۀ خارجی است؛ نه اینكه مشاهده می‌كند: بله، یك همچنین زلزله‌ای اتّفاق افتاد. ممكن است اشتباه كرده؛ غذا زیاد خورده، مكاشفاتش خلاف است؛ خوابی كه دیده عوضی در می‌آید؛ عوضی در می‌آید؛ غذا زیاد می‌خورد، آش رشته می‌خورد؛ معلوم نیست كه چیست؟ بیش از هزار، ما، پارامترهای متفاوت برای صحّت و سُقم خوابها و مكاشفاتمان داریم. كدامشان را خبر داریم؟ چرا می‌گویند: عمل نكنید؟ چرا می‌گویند: ترتیب اثر ندهید؟ چرا؟ آقا! این یك قضیه‌ای را می‌بیند طرف دیگر می‌آید خلافش را می‌بیند. حالا كدامش درست است؟ هر دو تایتان كه دیدید. ما به كدامش حالا عمل كنیم؟ شما می‌آئید می‌بینید: آقا! بنده مكاشفه می‌كنم این آب است؛ یك كسی می‌آید می‌گوید: آقا بنده مكاشفه كردم این دوغ است. یك كسی می‌آید مكاشفه می‌كند این دوغ است؛ ـ اگر بنده دل درد داشته باشم، بخورم، دل دردم بدتر می‌شود ـ آن یكی می‌آید مكاشفه می‌كند، فرض كنید كه، این چای و نبات است، آخر بخورم فرض كنید كه دل دردم خوب می‌شود، اگر من باب مثال سَردیم كرده باشد. حالا بنده بخورم یا نخورم؟ چكار كنم؟ نمی‌شود كه هر دویش هم درست باشد. هر دویش كه نمی‌شود درست باشد. ما می‌بینیم در خارج همینطور است. اینجا چه باید كرد؟ اینجا جایی است كه باید انسان احتیاط بكند، ترتیب اثر نباید بدهد، باید به آنچه كه یقین است در حدّ وسع خودش باید عمل بكند. اینجاست این بلوبشورها درست می‌شود، این بیا، بروها درست می‌شود، این تو سر هم زدن‌ها درست می‌شود، این او را رد می‌كند، این او را امضاء می‌كند. اینها همه‌اش مال چیست؟ همه‌اش كشك است آقا! اینها همه. از اصل سند ندارد؛ از اصل حساب ندارد. وقتی علم ما علم راست و صحیح خواهد شد كه آن واقعۀ خارجی در نفس ما تحقّق پیدا كرده باشد. آنجا می‌شود علم دیگر، علم حضوری. آن دیگر قابل خطا نیست.