
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
تبيين و توضيح حقيقت علم حضوري به بيان حضرت آية اللَه حسيني طهراني
10راه خدا راهی است كه كلاه سرآدم نمیرود. علم حضوری علمی است كه دیگر كسی نمی تواند سر آدم كلاه بگذارد. نمیتواند كلاه بگذارد. حالا میآیم عرض میكنم. ـ دعا كنید وقت، كِش پیدا بكند، بتوانیم به آنچه كه وعده دادیم برسیم ـ در علم حضوری كسی نمیتواند كلاه سرت بگذارد، چرا؟ چون نورٌ یقَعُ فی قَلبِ مَن یشآء. نوری را كه خدا قرار میدهد در قلب كسی برای هدایت، میشود آن نور هم كلك باشد؟ آن نور اشتباه درآید؟ خدا یك نور اشتباه بگذارد، انسان را به سمت دیگر ببرد، به یك كیفیت دیگر ببرد؟! میشود؟ میشود نوری كه خدا در قلب پیغمبر گذاشته برای هدایت ما، ما را به سمت جهنّم سوق دهد؟ امكان ندارد. نوری كه خدا در قلب امام مجتبی علیهالسّلام قرار داده برای صلح با معاویه، بعد بیایند بگویند: یا مُذلَّ المؤمنین! «ای كسی كه باعث بدبختی مؤمنین شدی!» اِ...پس این نور نیست، این ظلمت است. این امام حسن، امام حسنی است كه باعث ذلّت شده، باعث بدبختی مؤمنین شده، این دیگر نمیتواند نور باشد. نوری كه در سیدالشّهداء هست و میگوید: من میخواهم با یزید مقابله كنم، مقاتله كنم. آیا میشود فرض كنید كه ما تصوّر كنیم كه نه، امام حسین علیهالسّلام صحیح نبود ـ بعضیها مینویسند. از همین نویسندگان فارسی. حالا چه داعی داشتیم؟ـ .
یك شخصی یادم است، آن شخصی بود به نام عبداللَه ریاضی، كه یك وقتی رئیس مجلس شورا بود زمان شاه، زمان سابق، همان زمان طاغوت. ایشان گفته بود كه: این حسین ـ به یك عبارت توهین آمیزی ـ این دور از عقل و منطق و سیاست است كه یك شخصی بیاید با حاكم زمان خودش دربیفتد و هر كسی این كار را بكند سزایش همین است. عقل و منطق اجازه نمیدهد كه انسان بیاید با یزید و با أمیرالمؤمنین و با آن خلیفۀ آن زمان بیاید مقابله كند. این كار را كرد نتیجۀ كارش را هم دید. خیلی وقیحانه و خودش هم نتیجۀ حرفهایش را دید.
