
اهمیت تدريس اخلاق و عرفان و فلسفه و تفسير در حوزههاي علميّۀ شيعه
اهمیت تدريس اخلاق و عرفان و فلسفه و تفسير در حوزههاي علميّۀ شيعه
3باري اين حوزهها گرم ابحاث قرآني و تفسيري و اخلاقي و عرفاني و حكمي و فلسفي بودند درست تا انقلاب مشروطيّت؛ در اينحال استعمار كافر سعي كرد تا اوّلاً نجف را از پايگاه علمي و فقهي بودن بيندازد و حوزهها را متفرّقاً به جاهاي ديگر نقل دهد. و ثانياً تدريس قرآن و تفسير و علوم عقليّه و فلسفيّه را از حوزههاي شيعه براندازد تا علماي آنان را همچون اشاعره از عامّه و أخباريّون و حشويّون ظاهرگرا و بدون مغز و محتوا بنمايد، تا در برابر آنان كسي نايستد و قيام نكند و قدرت بحث و تفكير و مسائل عقليّه و علميّه در حوزهها پائين آيد. و با نقشهها و دسيسههاي مزوّرانه فائق شد؛ تا امروزه در نجف اشرف بحث تفسير و قرآن و حكمت و فلسفه و عرفان بكلّي از بيخ ريشه كن شده است و علماي أعلام و فضلاي عظام تدريس آنها را مايۀ پستي و حقارت ميدانند و ننگ تلقّي ميكنند.
مرحوم آية اللَه شيخ مرتضي مطهّري از قول حضرت آية اللَه حاج سيّد رضي شيرازي دامت بركاته براي حقير نقل نمود كه: در يكي از سفرهاي اخير به عتبات عاليات به يكي از مراجع عظام مشهور و معروف گفتم: چرا شما درس تفسير را در حوزه شروع نميكنيد ؟! گفت: با موقعيّت و وضعيّت فعلي ما امكان ندارد. من گفتم: چرا براي علاّمۀ طباطبائي امكان داشت كه در حوزۀ علميّۀ قم آنرا رسمي نمود ؟! گفت: او تَضْحيَه كرد. (خود را فدا نمود.)
اين مطلب را در اينجا آوردم تا همه بدانند: پايه و اساس مكتب تشيّع بر تضحيه است و علماء عظام و فضلاي فخام بايد پيشگام در اين تضحيه باشند، و گرنه حوزههاي ما چه فرق ميكند با حوزههاي عامّه از حنابله و شافعيّه و مالكيّه و أحناف كه بدون اتّكاءِ به ولايت، خود را سرگرم به ابحاث و مسائلي نمودهاند!1
