استحباب زيارت امام رضا عليه السلام در ماه رجب
11آنجا کعبۀ ظاهر است و اينجا کعبۀ باطن. آنجا تکليف است و اينجا محبّت. آنجا جسم است و اينجا جان.
رؤيای صادقه دربارۀ ارتباط زيارت آن حضرت با حجّ و عمره
باری! اگر بخواهيم در اين باره سخن را گسترش دهيم به درازا میکشد؛ يک سرش در دست ما و سر ديگرش به لايتناهی ميرسد. آنوقت بايد نه تنها به درازای دنيا بلکه به گسترش عالم برزخ و مثال، بلکه به وسعت قيامت و بهشت و دوزخ، و از آن برتر و بالاتر مطلب را گسترش دهيم. بنابراين فعلاً صلاح است که به همين مقدار اکتفا شود، تا نه خامۀ من بشکند، و نه شما از خانه و لانه و دکان آواره شويد! فقط به ذکر يک رويای صادقه که از يکی از همشيرههای خود حقير است اکتفا نموده، مطلب را خاتمه ميدهيم:
حقير قبل از تشرّف به نجف أشرف فقط سه بار به زيارت حضرت ثامنالائمّه عليهالسّلام مشرّف شدهام؛ و چون مَحَطِّ دروس تحصيلی ما مطالعۀ اخبار و احاديث نبود، نميدانستم زيارت آنحضرت ثواب حجّ بيتاللَه را دارد؛
و بالخصوص در ماه رجب زيارت مخصوصه است. در مدّت اقامت هفت ساله در نجف هم به احاديث زيارت حضرت أميرالمومنين و حضرت سيّدالشّهداء عليهما السّلام چون محلّ ابتلا بود مراجعه میشد؛ ولی به احاديث ثواب زيارت حضرت امام رضا عليهالسّلام مراجعه نمیشد.
در مراجعت از نجف اشرف نيز تا بيش از يک سال که اشتياق زيارت بود توفيق تشرّف دست نداد، تا در اواسط ماه رجب ١٣٧٨ هجريّۀ قمريّه با چند تن از دوستان سلوکی بنا به تقاضا و دعوت آنها عازم بر تشرّف شديم، و من تا آن زمان به گوشم نخورده بود که زيارت حضرت ثواب حجّ دارد، و نيز زيارت در ماه رجب را دارای خصوصيّتی نميدانستم و سفر ما در ماه رجب حسب الاتّفاق بود، نه از روی قصد و انتخاب.
يکی دو روز مانده به موقع حرکت، حقير که برای خداحافظی به ديدار بزرگان و اقوام و ارحام ميرفتم، يک روز به منزل همشيرۀ کوچک برای توديع رفتم؛ وقتی مطّلع شد که عازم آستان بوسی حضرت ثامن هستم، گفت: سُبْحانَ اللَه! سُبْحانَ اللَه! من ديشب تو را در خواب ديدم که دو جامۀ إحرام پوشيدهای و عازم بيتاللَه الحرام میباشی!

