
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
3ايشان درحاليكه مشخّص بود از تعب حرارت تابستان در اذيّت و التهاب ميباشند پاسخ دادند: فقط بمدّت پنج دقيقه ميتوانم ملاقات كنم. عرض كرديم: اشكالي ندارد. وارد شديم و در اطاق نشستيم. ايشان شروع كردند به صحبت، و از مكاشفات و قضايائي كه حاكي از تعيين زمان ظهور بود به مدّت قريب دو ساعت براي ما صحبت كردند! در اين وقت افراد ديگري نيز به جمع ما پيوستند و مجلس تقريباً حدود ده نفر جمعيّت داشت. پس از اتمام سخنان ايشان، من رو كردم به آن عالم محترم و عرض كردم: اگر اجازه ميفرمائيد سؤالي از حضورتان دارم. فرمودند: بفرمائيد! عرض كردم: الآن حدود دو ساعت است كه ما خدمت شما هستيم و در تمام اين مدّت صحبت از زمان ظهور و نقل مكاشفات و خوابها و بيان بعضي از امور غير عادي در اين زمينه بود، حال سؤال من اينست كه: آيا شما نسبت به صحّت و اتقان اين خوابها و مكاشفات علم داريد يا خير؟ فرمودند: خير من علم ندارم. عرض كردم: پس بر چه اساسي و چه دليل شرعي شما اين مطالب را به مردم ميگوئيد؟ شما بعنوان يك عالم ديني مطالبي را به مردم ميگوئيد كه خود به صحّت آن اطمينان نداريد، اين صحيح است؟ و بر فرض صحّتِ اين خوابها و مكاشفات آيا نقل اين مطالب مورد رضا و امضاي ائمّه عليهم السّلام ميباشد؟ و اگر هست چرا خود آنها تعيين نكردند و وقت خاصّي براي آن معيّن نكردند؟ مثلاً بگويند: در سنۀ فلان و ماه فلان و روز فلان ظهور آن حضرت قطعي خواهد بود. چرا يك همچنين مطلبي وجود ندارد، و چرا فقط به ذكر كلّيّاتي اكتفاء كردهاند؟
ايشان در جواب فرمودند: شايد مصلحت اقتضاء ميكرد كه آن حضرات وقت دقيقي را براي اين مسأله تعيين نكنند. حقير عرض كردم: آيا همان مصلحت اقتضاء نميكند كه شما هم تعيين نكنيد و بگذاريد امور بر جري عادي خود به سمت رشد و كمال استمرار يابد؟ تازه شما خود اعتراف كرديد كه علم به صحّت و سقم اين مسائل نداريد!
