
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
تعيين وقت ظهور وارد نمودن افراد است در عالم وهم و خيال
2آيا پرداختن به مسأله ظهور و مردم را به اين مطالب سرگرم كردن آنان را به اين درجه ميرساند؟ اينكه ما هِي بنشينيم و به مردم وعده دهيم كه در سال ديگر يا در سال ديگر حضرت ظهور ميكند و موجب ابتهاج مردم و شادي و مسرّت مجازي آنها شويم و اوقات آنها را با اين سخنان تلف كنيم چه حاصلي در پي خواهد داشت؟
مگر ائمّه عليهم السّلام نفرمودند: كذَبَ الوَقّاتونَ!1 كسي نميتواند وقتي و حدّي براي ظهور تعيين كند. آنوقت چگونه ما ميتوانيم به خود جرأت بدهيم و از مسألهاي كه علم آنرا فقط خداي متعال و وليّش ميداند، براي مردم رَجماً بالغيب تيري در تاريكي بپرانيم و آنان را سادهلوحانه دلخوش نمائيم و آن حقيقت و واقعيّت والا را از آنان مخفي كنيم و از آن مطلبي بزبان نياوريم. صحبت از ظهور حضرت در صورت عدم وجود ما در زمان ظهور چه دردي از ما دوا خواهد ساخت؟ مگر ما به مدّت زمان حيات خود واقفيم كه دل به ادراك زمان ظهور خوش نمائيم و پيوسته به انتظار ادراك آن عمر را بپايان برسانيم؟ تازه تمام اين مطالب در صورتي است كه اين اخبارها و سخنان راست باشد، و در صورت خلاف مسأله صورت ديگري پيدا خواهد نمود.
حدود چند سال پيش حقير به اتّفاق يكي از دوستان جهت زيارت حضرت فاطمه معصومه سلام اللَه عليها به قم مشرّف شديم. در ضمن زيارت، آن شخص به من گفت: مايلم از فلان عالم كه ميگويند نسبت به مسائل ظهور حضرت و ارتباط با آن حضرت مطالبي دارد ديدن كنم، آيا شما موافقيد با من بديدن ايشان برويم؟ عرض كردم: مانعي ندارد؛ امّا بدانيد آنچه را شما بدنبال آن هستيد در اينجا نخواهيد يافت. بالأخره با اصرار آن دوست بديدن آن شخص محترم براه افتاديم. تابستان بود و هوا بسيار گرم؛ ساعت حدود ٦ بعدازظهر بود كه به منزل ايشان رسيديم. در زديم، خود آن عالم محترم درب را باز نمودند؛ سلام نموديم و درخواست ملاقات كرديم.
- كتاب الغيبة، شيخ طوسي، ص 261 و 262
