ضرورت مطالعه مثنوی معنوی
ضرورت مطالعه مثنوی معنوی2
9همچنانكه عدم توجّه به تكاليف الهى موجب سخط و غضب و دورباشِ پروردگار و محروميّت از فيوضات معنوى مىگردد، عدم توجّه به حيثيّت معنوى و تكاملى احكام شريعت كه همان عرفان حقيقى حضرت حق متعال است، موجب از دست رفتن استعدادات و سرمايۀ وجودى انسان جهت نيل به مراتب فعليّت و كمال و بىحاصلىِ سرمايه عمر و نعمت حيات خواهد بود. و لذا مشاهده مىشود كه فطرت و وجدانِ بشر با كنار زدن و زير پا قرار دادنِ همۀ موانع و پديده هاى صارفه از توجّه به معنويّت - چه رفاه دنيوى و تكامل تكنولوژى و ترقّىِ علوم مادّى و اجتماعى، و چه آلودگى اديان به خرافات و وساوس نفسانى و شيطانى در همه آنان از مكاتب الحاد و مادّى گرى، و چه اديان الهى اعمّ از يهوديّت و نصرانيّت و اسلام، و چه غيرِ الهىِ آنان - گمشده خود را در جستجوى عالمِ سكونت و اطمينان و تكامل نفس و عرفان الهى پىگيرى مى نمايد، و با عقل فطرى و ضميرِ مرتبط با عالم معنى در راه معرفت شهودى و احساس قلبى و وجدانىِ عالم وجود گام مى سپارد.
در اين راستا هر مسير و راهى كه بتواند در محدوده وجودىِ خود راهى به سوى اين هدف غائى باز نمايد و نصيبى از آن سرچشمۀ معرفت و ادراكْ تحصيل نمايد، قطعاً از اتّصاف به حجّيت و دلالت برخوردار، و انسان ملزم به متابعت و انقياد از آن مىباشد؛ و هر تكليفى كه در راستاى اين مقصود قرار گيرد از نظر شارعْ مُمضا، و هر عملى كه موجب بُعدِ انسان از وصول به اين غايت گردد ممنوع خواهد بود.
حجّيت عقل براساس براهين منطقى، به همين ملاك باز مىگردد. عقل به عنوان وديعهاى الهى كه موجب تشخيص حق از باطل و واقعيّت از مجاز و اصل از اعتبارات، در فطرت و سرشت انسان قرار داده شده است، سير حركت انسان را به سوى عالم حقايق و معرفت و كمال روشن و واضح مىنمايد. انسان بدون قوّه عاقله هيچ تفاوتى با حيوانات ندارد و لازمه فصل حقيقى انسان، وجود مقوله عقل در ذات و سرشت او است.

