اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مهر درخشان: بررسی شخصیت علمی و عرفانی ایت اللَه سید محمد محسن حسینی طهرانی

20٬131
گروه علمی

نمایی اجمالی از شخصیت علمی و عرفانی حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه

مهر درخشان: بررسی شخصیت علمی و عرفانی ایت اللَه سید محمد محسن حسینی طهرانی

8
  • نماز ابوبكر و عمر داراى همان تعداد ركعاتى است كه نماز سلمان و مقداد مىباشد، و اجزاى نماز در هر دو يكسان و مشابه است. روزه آنها نيز از جهت تحفّظ بر محرّمات و رعايت ملزمات متقارن مىباشد، همينطور در حجّ و زكات و انفاق و جهاد و غيره مطلب به همين ميزان و قانون خواهد بود.

  • و امّا آنچه كه حقيقت تكليف و فعل آدمى و به عبارت ديگر، صورت و ماهيت نوعيه آن را تشكيل مىدهد همان جنبه ملكوتى و روحانى و يا ظلمانى و شيطانى آن است؛ چنانچه در آيه شريفه مىفرمايد:

  • «لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ»؛ «گوشت و خون اين قربانىها نصيب خداوند نخواهد شد، بلكه آنچه به پيشگاه ربوبى صعود مىنمايد و بالا مىرود همان خلوص نيت و صفاى باطن و حيثيت عبوديت شما است كه مورد پذيرش و امضاى عوالم غيب قرار مىگيرد.»

  • از اين جهت هم چنانچه حقيقت اشياى خارجى به صورت و واقعيت نوعيه آنهاست نه به مادّه و جنسيت آنها، همينطور حقيقت و واقعيت افعال و گفتار انسان به حقيقت باطنى و صورت نوعيه آنها برمىگردد نه به ظهور و بروز آنها در عالم خارج؛ گرچه ظهور آنها از افراد متفاوت، متشابه و متماثل باشد.

  • در شب عاشوراء، عمر بن سعد همان نماز و قرائتى را داشت كه سيدالشّهداء عليهالسّلام داشتند، ولى اين كجا و آن كجا؟! در جنگ صفّين هر دو طرف متخاصم مدّعى احقاق حقّ و تقرّب الى اللَه و قيام به عدل را بودند، ولى دعوى به حقّ على كجا و ادّعاى پوچ و شيطانى معاويه كجا؟!

  • در جنگ نهروان هر دو گروه، از ناحيه أميرالمؤمنين عليهالسّلام و خوارج، مدّعى قيام به حقّ و اماته ظلم و رفع فتنه بودند؛ امّا واقع و حقيقت امر چگونه بوده است؟ آيا ما مىتوانيم به صرف اينكه خوارج نهروان، مخالف و خصم با معاويه و حكومت شام بودند آنان را در جايگاه مجاهدين اسلام و مقاتلين فى سبيل اللَه قلمداد كنيم؟ يا اينكه معيار حقّ و باطل موافقت و مخالفت با على است و بس؟ و اگر ما به قتال آنها با معاويه بنگريم و از اينكه خون خود را براى مقابله و از ميان برداشتن معاويه به زمين مىريزند نظر كنيم، ولى از باطن نيت آنها و مشى و مرامشان و ضدّيت با ولايت على خبر نداشته باشيم، آنان را از مفاخر اسلام به شمار مىآوريم و براى آنها آرزوى فوز و نجات و فلاح مىنماييم؛ چرا؟ چون آنان را در تقابل و ضدّيت با يك حاكم ظالم و ستمكار احساس مىكنيم و همين مقدار ما را كفايت است!

  • امروزه برخى، فتوحات بنىاميه و عمارتهاى آنچنانى حكّام آنان را در كشورهاى خارجى و به خصوص غرب از افتخارات اسلام مىشمرند! كاخهاى محير العقول و مساجد و بناهاى شاهانه از نشانههاى فرهنگ مترقّى و متعالى اسلام به حساب مىآيند و تمدّن اسلام را در ساخت و ساز اين ابنيه متبلور مىبينند!

  • ولى آيا فرهنگ و تعاليم اسلام در اين كاخها و مساجد ظهور و بروز يافته است؟! و نماد ما از مبانى اسلام، نقّاشىها و كندهكارىها و ظرافتهاى به كار رفته در ايوانها و ديوارها و سقفهاى اين بناها است؟ آيا چيدن آجرها بر روى هم و پرداختن به در و ديوار و انجام گچبرىها و تزيينات و تالارهاى مرتفع و ايوانهاى مجلّل ناشى از فرهنگ اسلام است؟! در اسلام كجا به تجمّل و تزين به زر و زيورهاى متعارف و صرف هزينههاى نجومى و زرق و برق چشمگير توصيه شده است؟!

  • همه اين اشتباهات ناشى از رسوخ تفكّر ماترياليسم دينى و ظاهرنگرى و غلبه تخيل و توهّم و دور ماندن از حقايق نورانى مكتب تشيع و عرفان است، و اين ديدگاه بايد تغيير كند و جاى خود را به منظر عالى و راقى سنّت نبوى و سيره و ممشاى اهلبيت عليهمالسّلام بدهد.

  • از ديدگاه و منظر يك متشرّع و عارف به شريعت و آگاه به ولايت و عالم به توحيد و حقايق ملكوت، حقيقت شرع و دين چيزى جز تعلّق قلب و تمسّك نفس و ارتباط روح انسان با نفس ولايت و قلب امام معصوم عليه السّلام نمى باشد؛ و اگر هزار سال شب را به صبح در تهجّد بگذرانى و صبح را به شب به روزه و امساك سپرى نمايى و شمشيرت را در نبرد با كفّار و ظالمان در نيام نياورى، ولى هدفت و مقصود از اين كارها متابعت و انقياد از ولى حقّ نباشد، به اندازه پشيزى در دستگاه ربوبى ارزش و مقدار نخواهد داشت و سرسوزنى تو را به سمت و سوى تجرّد و توحيد سوق نخواهد داد و تمام مدّت عمرت در هواها و

    1. سوره الحجّ( 22) صدر آيه 37.
    2. مجله حوزه، شماره 41، ص 19 الى 38،( مصاحبه با حاج شيخ محمّد واعظزاده خراسانى).
/