اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت مطالعه مثنوی معنوی

0

آنچه در ذیل می‌آید حقایق و رقایقی در خصوص عارف کبیر و راهنمایی خبیر، «مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی» رضوان اللَه علیه و کتاب شریف و بی نظیر او «مثنوی معنوی» می باشد که برگرفته ای است کوتاه از آثار حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی و حضرت آیة اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سّرهما.

ضرورت مطالعه مثنوی معنوی

9
  • اهمیت قرار دادن کتاب مثنوی به عنوان متن درسی در حوزه های علمیه

  • حوزه ‌هاى علميّه ما بايد در انتخاب و اختيار اين كتاب بى‌بديل به عنوان متن درسى و اصلى حوزوى تجديد نظر كنند و دقّت و تدبّر در آن را در اولويّت از مطالعات و بحث‌ هاى خويش قرار دهند.

  • اين حقير خود اقرار و اعتراف مى‌كنم كه با وجود مطالعات و ممارست در متون اصيل تشيّع و منابع اصلى معرفت در فروع مختلفه و شعب گوناگون هنوز خود را ريزه‌خوار خوان بى‌دريغ درياى معارفش مى ‌دانم و هر بار كه اين صفحات را تورّق و مطالعه مى‌ نمايم معناى جديدى بر اساس فهم جديد و مدركات جديد برايم حاصل مى ‌شود.

  • ملاک و میزان پذیرش مطالب عرفاء شامخین

  • كسى مدّعى وحى و عصمت در كلمات محيى الدين و مولانا جلال الدين بلخى - قدّس سرّهما - نشده است و سكّه عصمت و طهارت فقط به نام چهارده نفر زده شده است و بر اين اساس مطالب اين گونه از بزرگان آنجا كه با موازين متقن و ضرورى و غير قابل ترديد مكتب اهل‌بيت موافق بود مى ‌پذيريم و بر ديده مى ‌گذاريم و هر كجا كه با آن موازين در تعارض بود آن را نخواهيم پذيرفت، و حمل بر اشتباه و يا محمول بر موضع تقيّه مى ‌نمائيم. محيى الدين و ملّاى رومى، سنّى باشند يا شيعه، آيا دفاع از مكتب اهل بيت بدين معنا است كه چشم بر روى تمامى آثار آنها ببنديم و تمام معارف آنان را ناديده بگيريم و سخنانى كه به طور وضوح مى‌توان استفاده گرايش به اهل بيت را نمود به دور افكنيم و اشعارى كه در مناقب آل پيامبر سروده‌اند انكار كنيم و اين همه مبالغ و فرصت‌ها تضييع نماييم و وقت خود و بقيّه را صرف در اين كنيم كه اينها سنّى بوده‌اند و مخالف اهل‌بيت!

  • اين همان مسخ شدن در هوا و انانيّت است خواه در لباس سنّت نمودار شود خواه در لباس و نقاب تشيّع. هر دو يكى است. مرد حقّ آن است كه مطلبى را كه از بزرگى مشاهده مى‌كند اگر منطبق با مبانى و اصول مكتب اهل بيت بود بپذيرد و احترام بگذارد و اگر مخالف بود و مى‌توانست حمل بر جهات صدوريّه از تقيّه و غيره بنمايد بايد انجام دهد و اگر نتوانست بايد آن را ردّ نموده و نپذيرد، هر كه مى‌خواهد باشد، فرقى نمى ‌كند. و در اين صورت است كه قضاوت انسان صورت ديگرى به خود خواهدگرفت و انسان خود را از مواهب و الطاف بزرگان محروم نخواهد ساخت. افرادى كه در اين قضاوت پا از حدّ خود فراتر مى‌نهند و از حريم معرفتى‌ و علمى خويش تجاوز مى ‌كنند بدانند كه سايرين نه تنها از جهت مراتب قدس و تقوى بر آنها پيشى دارند بلكه از جهات علمى و وسعت اطّلاعات با آنها قابل مقايسه نمى ‌باشند و مقتضى انصاف علمى و رعايت احتياط، حزم و تأمّل در اين مطالب است.