آنچه در ذیل میآید حقایق و رقایقی در خصوص عارف کبیر و راهنمایی خبیر، «مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی» رضوان اللَه علیه و کتاب شریف و بی نظیر او «مثنوی معنوی» می باشد که برگرفته ای است کوتاه از آثار حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی و حضرت آیة اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سّرهما.
ضرورت مطالعه مثنوی معنوی
9اهمیت قرار دادن کتاب مثنوی به عنوان متن درسی در حوزه های علمیه
حوزه هاى علميّه ما بايد در انتخاب و اختيار اين كتاب بىبديل به عنوان متن درسى و اصلى حوزوى تجديد نظر كنند و دقّت و تدبّر در آن را در اولويّت از مطالعات و بحث هاى خويش قرار دهند.
اين حقير خود اقرار و اعتراف مىكنم كه با وجود مطالعات و ممارست در متون اصيل تشيّع و منابع اصلى معرفت در فروع مختلفه و شعب گوناگون هنوز خود را ريزهخوار خوان بىدريغ درياى معارفش مى دانم و هر بار كه اين صفحات را تورّق و مطالعه مى نمايم معناى جديدى بر اساس فهم جديد و مدركات جديد برايم حاصل مى شود.
ملاک و میزان پذیرش مطالب عرفاء شامخین
كسى مدّعى وحى و عصمت در كلمات محيى الدين و مولانا جلال الدين بلخى - قدّس سرّهما - نشده است و سكّه عصمت و طهارت فقط به نام چهارده نفر زده شده است و بر اين اساس مطالب اين گونه از بزرگان آنجا كه با موازين متقن و ضرورى و غير قابل ترديد مكتب اهلبيت موافق بود مى پذيريم و بر ديده مى گذاريم و هر كجا كه با آن موازين در تعارض بود آن را نخواهيم پذيرفت، و حمل بر اشتباه و يا محمول بر موضع تقيّه مى نمائيم. محيى الدين و ملّاى رومى، سنّى باشند يا شيعه، آيا دفاع از مكتب اهل بيت بدين معنا است كه چشم بر روى تمامى آثار آنها ببنديم و تمام معارف آنان را ناديده بگيريم و سخنانى كه به طور وضوح مىتوان استفاده گرايش به اهل بيت را نمود به دور افكنيم و اشعارى كه در مناقب آل پيامبر سرودهاند انكار كنيم و اين همه مبالغ و فرصتها تضييع نماييم و وقت خود و بقيّه را صرف در اين كنيم كه اينها سنّى بودهاند و مخالف اهلبيت!
اين همان مسخ شدن در هوا و انانيّت است خواه در لباس سنّت نمودار شود خواه در لباس و نقاب تشيّع. هر دو يكى است. مرد حقّ آن است كه مطلبى را كه از بزرگى مشاهده مىكند اگر منطبق با مبانى و اصول مكتب اهل بيت بود بپذيرد و احترام بگذارد و اگر مخالف بود و مىتوانست حمل بر جهات صدوريّه از تقيّه و غيره بنمايد بايد انجام دهد و اگر نتوانست بايد آن را ردّ نموده و نپذيرد، هر كه مىخواهد باشد، فرقى نمى كند. و در اين صورت است كه قضاوت انسان صورت ديگرى به خود خواهدگرفت و انسان خود را از مواهب و الطاف بزرگان محروم نخواهد ساخت. افرادى كه در اين قضاوت پا از حدّ خود فراتر مىنهند و از حريم معرفتى و علمى خويش تجاوز مى كنند بدانند كه سايرين نه تنها از جهت مراتب قدس و تقوى بر آنها پيشى دارند بلكه از جهات علمى و وسعت اطّلاعات با آنها قابل مقايسه نمى باشند و مقتضى انصاف علمى و رعايت احتياط، حزم و تأمّل در اين مطالب است.

