اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ضرورت مطالعه مثنوی معنوی

0

آنچه در ذیل می‌آید حقایق و رقایقی در خصوص عارف کبیر و راهنمایی خبیر، «مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی» رضوان اللَه علیه و کتاب شریف و بی نظیر او «مثنوی معنوی» می باشد که برگرفته ای است کوتاه از آثار حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی و حضرت آیة اللَه حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سّرهما.

ضرورت مطالعه مثنوی معنوی

5
  • مخالفت با مثنوی مولانا به سبب اشتمال بر مبانی دقیق عرفان اسلامی

  • بسيارى از جهّال از آنجا كه نمى ‌توانند و تا ابد نيز نخواهند توانست كه با مبانى رصين و پولادين فلسفه و عرفان اسلامى و تشيّع علوى و مدرسه اهل بيت سلام اللَه عليهم اجمعين، به مقابله برخيزند و جز تحويل چرندياتى چند و لاطائلاتى در صفحات و اوراق به مردم عوام مطلبى ندارند، از راه انتحال به سنّت و گرايش به عامّه وارد مى ‌شوند و مولانا و امثال او را از جهت دارا بودن كيش و مذهب تسنّن، محكوم و مطرود مى‌ سازند. و اين نكته نهايت بى ‌انصافى و دريوزگى علمى و فرهنگى است!

  • اگر اشعارى كه مدح و ثناى خلفاء ثلاثه را دارا است از مثنوى مولانا حذف كنيم و خود مولانا اقرار نمايد كه اين اشعار مثلًا از من نبوده و بدان افزوده شده است آيا ديگر اين كتاب بى ‌مثال براى شما خالى از اشكال و ايراد خواهد شد؟ و ديگر اعتراضى بر او و مطالبش وارد نخواهد بود؟ خير، مثنوى مولانا اشكالش در اشعار مدح خلفاء نيست، كه در اعلان و ابلاغ و اظهار مبانى عرفان و وحدت‌وجود است؛ شما از وحدت وجود مولانا مى ‌ترسيد نه از مدائح او نسبت به خلفاء! چه خوب مى ‌دانيد كه شخصيّتى بى ‌بديل چون جنابش اگر از مثل ابوبكر و عمر و عثمانى كه در عرضه مسايل علمى و فرهنگى حتّى از كمترين مراتب معرفتى در زمان خود پائين‌تر بودند، مدح و ثنا گويند به اعتبار و اتقان كلمات و سخنان خويش لطمه وارد نموده است.

  • گيرم كه مولانا فردى سنّى مذهب بوده است، آيا اين مسأله دليل آن مى ‌شود كه به خاطر اشعارى چند، خود را از اين درياى بیكران معارف الهى محروم نمائيم؟ شما به اين بنده بنمايانيد: از زمان ظهور و نشأت مولانا تا كنون چند نفر به واسطه مدح و ثناى او از خلفاء جور، به مذهب تسنّن گرويده ‌اند و از تشيّع فاصله گرفته ‌اند؟ آيا كسى را ياراى آن مى ‌باشد كه در مقام مقايسه و سنجش بين مدح و ستايش علىّ مرتضى حيدر كرار در اشعار مولانا و آن مضامين مستانه و عاشقانه ‌اى كه حكايت از شور و حال ديگرى در آن جناب هنگام سرودن اشعار آبدار و عرش بنيان مى‌نمود، با اشعارى كه در مدح خلفاء جور به نظم درآورده است، جانب خلفاء را بگيرد و مولانا را در اين كتاب متمايل به خلفاء جلوه دهد؟ زهى بى‌انصافى و عناد و حماقت!! و نعوذ باللَه من الجهل و العصبیة و الضّلال.