
اشعاری از شیخ محمد حسین کمپانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه علیها
اشعاری از مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین کمپانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
اشعاری از شیخ محمد حسین کمپانی در رثای حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه علیها
3٦. آرى اینک در و دیوار و خونهائى که از صدیقّه آمده است؛ گواهان راستینى هستند که در آن خطائى نیست.
٧.حقّاً و تحقیقاً آن شخص جنایت پیشه، بر جنین زهراء چنان جنایتى کرد که از ناله و آه زهراء کوهها پاره پاره و خرد و گسسته شد.
٨. و آن استخوانهاى سینه پاک و طاهر و مُطهر را چنان در هم کوفت که مصیبتى در جهان همانند آن مصیبت نیست ٩. و با سیلىاى که بر صورت زهراء نواخت؛ دیگر جنایت را از حدّ به دَر بُرد؛ شلّ و بدون حرکت باد دست طغیان و تعدّى .
١٠. چشمان زهراء از آن سیلى قرمز شد، و چشم عرفان روزگار پیوسته براى این حالت زهراء اشکبار است..
١١. و آن قرمزى دیدگان زهراء را چیزى نمىتواند بر طرف گرداند؛ مگر شمشیرهاى آبدار و بُرنده، در روزى که پرچمها را بر علیه دشمنان باز کنند؛ و کتیبهها را حرکت دهند.
١٢. زیرا که شکسته شدن پهلو و ضلع سینه را چیزى منجبر نمىکند، و آن زخم را مرهم نمىنهد مگر شمشیر برّنده استوار و با قدرت .
١٣. آیا اینگونه با دختر پیغمبر رفتار مىکنند؛ براى حرصى که به حکومت و ولایت دارند؟ این بسیار عجیب است .
و همچنین آیة اللَه اصفهانى کمپانى در مصیبت حضرت صدّیقه سلام اللَه علیها، مرثیهاى بسیار جالب و حاوى حقائق، در دیوان شعر پارسى خود آورده است؛ و ما در اینجا به ذکر دو بند أوّل آن اکتفا مىکنیم:
تا در بیت الحرام از آتش بیگانه سوخت ** کعبه ویران شد، حریم از سوز صاحبخانه سوخت
شمع بزم آفرینش با هزاران اشگ و آه *** شد چنان، کز دودِ اهش سینه کاشانه سوخت آتشى در بیت معمورِ ولایت شعله زد *** تا أبد زان شعله، هر معمور و هر ویرانه سوخت آه از آن پیمان شکن کز کینه خمّ غدیر *** آتشى افروخت تا هم خمّ و هم پیمانه 1سوخت - در نسخه بدل، خمخانه آمده است.
