
اشعار غديريّة أميرالمؤمنين عليهالسّلام در نامه مكتوب به معاويه
اشعار غديريّة أميرالمؤمنين عليهالسّلام در نامه مكتوب به معاويه
3٢ـ و جعفر طیار که پیوسته با فرشتگان در حال طیران و پرواز، روز مىکند و شب مىکند؛ پسر مادر من است.
٣ـ و دختر محمد مایه آرامش و انس من، و حلیله و زوجه من است، که گوشت او با خون و گوشت من آمیخته شده است.
٤ـ و دو نواده دخترى پیامبر، دو پسر من هستند، پس کدام یک از شما سهمیهاى مانند سهمیه من دارد؟!
٥ـ من در اسلام آوردن از همه شما امت، گوى سبقت را ربودم، با مراتب فهم و علمى که در همان زمان کودکى داشتم.
٦ـ پس ولایت خود را رسول خدا در روز غدیر خم براى من بر شما واجب و لازم کرد.
٧ـ پس اى واى، سپس واى، پس از آن واى بر کسى که فرداى قیامت خداوند را با ستم نمودن به من ملاقات کند!
چون معاویه این نامه را خواند، گفت: اى غلام آن را پاره کن! براى آنکه اهل شام آن را نخوانند و به على بن أبىطالب گرایش پیدا نکنند!1
- امام شناسى، ج ٧، ص ٢٢٤.
