خطبه حضرت رسول در مني
3قالوا: نعم! قال: اللَهم اشهد! «شاید شما دیگر بعد از این مرا بر مثل این حال که شما نیز بر این کیفیتباشید، ملاقات نکنید! آیا مىدانید این چه شهرى است؟! و آیا مىدانید این چه ماهى است؟! و آیا مىدانید این چه روزى است؟!
مردم گفتند: آرى، اینست شهر حرام و محترم، و اینست ماه حرام و محترم، و اینست روز حرام و محترم! آنگاه فرمود: خداوند چنان خونهاى شما را و اموال شما را حرام و محترم شمرده است، نظیر احترامى که این بلده شما دارد، و مانند حرمتى که این ماه شما دارد، و مانند احترامى که این روز شما دارد! آیا من تبلیغ کردم؟! همه گفتند: آرى.آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش»!
ثم قال: و اتقوا اللَه و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فى الارض مفسدین.فمن کانت عنده امانة فلیؤدها!
ثم قال: الناس فى الاسلام سواء، الناس طف الصاع لادم و حوآء، لا فضل عربى على عجمى، و لا عجمى على عربى الا بتقوى اللَه! الا هل بلغت؟!
قالوا: نعم! قال: اللَهم اشهد.
«و سپس فرمود: و تقواى خدا را پیشه سازید! و از حقوق و امور مردم چیزى را کم مگذارید! و در زمین بهم ریختگى و آشفتگى و فساد مکنید! پس در نزد هر کس امانتى است، باید آن را به صاحبش ادا کند.
و پس از آن فرمود: مردم در اسلام مساوى هستند، تمام افراد مردم هر یک همچون پیمانه پر بدون تفاوت، از آدم و حوا هستند، هیچیک از مردمان عرب را بر عجم فضیلتى نیست، و هیچیک از مردمان عجم را بر عرب فضیلتى نیست، مگر به پرهیزگارى و تقواى خدائى.آیا من ابلاغ کردم و مطلب را رساندم؟!
گفتند: بلى! آن حضرت گفت: بار پروردگارا شاهد باش»!
ثم قال: کل دم فى الجاهلیة موضوع تحت قدمى، و اول دم اضعه، دم آدم بن ربیعة بن الحارث بن عبد المطلب - و کان آدم بن ربیعة مسترضعا فى هذیل فقتله بنو سعد بن بکر، و قیل فى بنى لیث فقتله هذیل -.الا هل بلغت؟!

