
شفا دادن حضرت رضا عليه السّلام زن حامله در آستان مرگ را
شفا دادن حضرت رضا عليه السّلام زن حامله در آستان مرگ را
3اين را ميگويد و به اطاق مريض برميگردد و ميبيند بيمار نشسته است. سر و صدا ميشود؛ غوغائي ميشود، همه اطبّاء بدين اطاق بيمار ميآيند و همه غرق در تحيّر ميگردند و در عالمي از بُهت فرو ميروند.
بيمار ميگويد: من مُردَم و مرا به آسمان بالا بردند تا جائي كه حضرت سيّد الشّهداء و حضرت اباالفضل و حضرت امام رضا عليهم السّلام بودند. حضرت رضا عليه السّلام به من فرمودند: بنا بود شما بيائيد وليكن از جهت توسّل خانم دكتر شما را برميگردانيم و شما به سلامت ميزائيد و اين طفل را هم خود شما بزرگ خواهيد كرد!
و به خانم دكتر بگو: دو سال است ما منتظر شما هستيم! چرا نزد ما نميآئي!
خانم دكتر در اين حال ميگويد: عجيب است كه من دو سال است كه نذر كردهام به زيارت حضرت رضا عليه السّلام به مشهد مقدّس مشرف شوم ولي تا به حال نشده است و كوتاهي كردهام.
آقاي دكتر ... گفتند: بلافاصله همشيره ما براي أدآء نذر خود و زيارت حضرت رضا عليه السّلام رهسپار مشهد ميشود.1
- مطلع انوار، جلد 1/ف ص 159
