استفاده از کالاهای خارجی
3می فرمودند: اين خوشی و لذّت و بی خيالی و راحتی و اطمينان و سکونت کجا پيدا می شود؟ موقع ظهر است بالاخره اين شکم بايد چيزی درونش برود تا سير شود و الاّ به دردسر و اذيّت می افتد، حالا شما سفره ای بيندازيد که بشقاب ها و قاشق ها از طلا و برليان باشد، خُب عزيز من شما برليان و طلا را که نمی خوری! شما غذايی که درونش هست را می خوری!
سالکان طریق الهی نباید به امور اعتباریه دنیا توجّهی داشته باشند
حالا جنس ظروف هر چه می خواهد باشد، انسان وقت و عمر و تمام سرمايه اش را بگذارد و به جای اينکه به آن مسائل اساسی و حياتی بخواهد برسد، در جمع اموری باشد که آن امور به اندازۀ پشيزی در رشد و کمال و صلاح او نه تنها هيچ گونه تأثيری ندارد، بلکه موجب تشتّت ذهن و پرداختن به امور اعتباری خواهد شد.
خاصيّت غذايی که در يک ظرف چينی و عادی و بلور و مسی (البتّه ظرف بايد از نظر بهداشتی، ظرف خوبی باشد)، از نظر ويتامين ها و مواد آلی و امثال ذلک وجود دارد (بنده به همۀ شما قول می دهم) به اندازۀ سر سوزنی با ظرفی که تماما از برليان خالص باشد فرقی نمی کند، هيچ تفاوت ندارد! قبول نداريد امتحان کنيد! (حالا می گوييد: ما ظرف برليان از کجا بياوريم؟ برويد از همين ظرف های گران قيمت بخريد، نخريدها! اگر بخريد که انسان در بعضی مسائل شک می کند!) برويد مقداری برنج بريزيد درونش و يک مقداری هم درون اين ظرف های کائوچويی بريزيد، ببينيد آیا مزه اش فرق می کند يا نه؟ اگر فرق کرد بگوييد آقا اشتباه می کنی! اگر خاصيّتش فرق کرد و مقدار ويتامين هايش فرق کرد و ميزان کالری اش فرق کرد، بياييد به ما ايراد بگيريد، ولی اگر فرقی نکرد بدانيد جای ديگر ايراد دارد به دنبال رفع ايراد بگرديد،

