
نگاهی گذرا بر حیات پر برکت امام جواد علیه السلام
نگاهی گذرا بر حیات پر برکت امام جواد علیه السلام
4و من نمىدانم چقدر بنى عباس جاهل بوده اند؟! با آنكه كيفيّت سلوك مأمون با امام رضا عليه السّلام را ديده بودند، و از لوم و شماتتشان درباره امام رضا عليه السّلام به مأمون آگاه بودند، كه بالأخره مأمون در سياست و مكرش پيروز شد، و آن تأنيب و تعييب و سرزنشها به مأمون خطا در آمد، چگونه باز او را به كم عقلى و كم درايتى محكوم مىكردهاند هنگامى كه مأمون بازگشت به إعزاز و إكرام و إعظام امام ابو جعفر الجواد عليه السّلام مىنمود؟!
و من نمىدانم چگونه متوجّه و متنبّه مقاصد مأمون در اعمالش نمىشدهاند با وجودى كه أمثال آنها درگذشته به وقوع پيوسته بود؟!
چگونه آنان از مأمون انتظار داشتند كه از مقاصد و نيّاتش در كارهائى كه انجام مىداده است، براى بنى عبّاس پرده را بردارد و منويّاتش را مكشوف سازد؟!
سياست اگر عياناً مشهود شود، موجب مىگردد تا آن كس كه درباره او كيدى و مكرى به عمل آمده است حركت كند، و از جاى خود برخيزد، و مشاعرش بيدار و متنبّه كيد شود. و چون براى خود سنگرى براى مصونيّتش آماده كند، چگونه در اين فرض آن كيد مىتواند كار خود را بكند؟! (اين درست برخلاف مَمْشى و مَنْهج سياست است. قوام سياست بر إخفاء مكر و خدعه مىباشد.)
اگر براى علويان و شيعيان منظور و مراد نهائى مأمون در إجلال و اكرام حضرت ابو جعفر الجواد عليه السّلام ظاهر مىگشت، آنان مطيع و تسليم مأمون نمىشدند، و بنابراين چيزى نمىتوانست شيعيان را از قيام و نهضت و برجَستن در وجه و چهره حكومت مأمون ميخكوب بر زمين كرده و متوقّف سازد.
حضرت امام جواد عليه السّلام به مدينه مراجعت كردند، و در آنجا مقصد و مقصود مواليانشان بودند تا آنكه مُعْتَصِم عباسى بر منصّه حكومت در سنه ٢١٨ مستقر شد، و چون از ناسازگارى امّ الفَضْل با حضرت مطّلع بود، آنحضرت را با امّ الفَضْل از مدينه طلبيد و امّ الفَضْل را ذريعه براى نفوذ تدبير و سياستش درباره ابو جعفر عليه السّلام قرار داد.
