مرجعیّت در فرهنگ شیعه
4آری، مرجعیّت شیعه خوشی خویش را خوشی مردم، و غم و اندوه خویش را غم و نگرانی و ضیق مردم میداند. و خود را از مردم جدا نمیداند، و گلیم تافتۀ جدا بافته نمیشناسد.
مرجعیّت شیعه تنها در مجالس عزاداری اهل بیت با مردم همراه و همگام نیست، بلکه در فتنهها و ناهنجاریها و خلافها و ضیقها و نارواییها و تقلّب احوال و گرفتاریهای مردم با آنها همنوا و همصداست، و از هیچ تهدید و ارعابی هراس به خود راه نمیدهد.
مرجعیّت شیعه مأوای مظلوم و ملجأ محکوم و پناه مستجیر است، و تنها به تماشا و نظاره نمینشیند و اوضاع را به دفع الوقت نمیگذراند، و خموش و ساکت در گوشۀ بیت و مأوای خویش آرام نمیگیرد.
او مصلحت خویش را مصلحت خدا و خلق او میشناسد نه چیز دیگر، و تمام همّ و غمّ خود را در این راه مصروف میدارد. و با صدا و فریاد بر سر ظالمان و حاکمان خیره و خودسر خروش برمیآورد، مردم را به مقابله با آنان برمیانگیزد تا حقِّ پایمال شده احیا گردد، و ظلم و تعدّی و تجاوز محو و نابود گردد، و امنیّت و عدالت و قسط در جامعۀ اسلامی برقرار شود؛ آری این است مرجعیّت شیعه.
مرجعیّت شیعه افراد را به خودی و ناخودی تقسیم نمیکند، در نزد مرجعیّت شیعه مرید و نامرید یکسان است، و پیر و جوان برای او تفاوتی ندارد، ظاهر مطلوب و نامطلوب تأثیری در حکم و قضاوت او ندارد، بین مرتبطین با او و غیر، افتراقی مشاهده نمیکند، و نزدیکان و خویشاوندان و غیر آنان برای او تفاوتی نخواهند داشت، طلبه حوزوی و جوان دانشگاهی پیش او یکسان است. و همه افراد اعمّ از مردان و زنان کهنسال و جوانان و نوجوانان نوآموز فقط و فقط به ملاک حقّ، مورد ارزیابی و ارزش واقع میشوند.
در مرجعیّت شیعه خواستها بر اساس فطرت و وجدان و عدل حسابرسی میشوند، نه بر اساس حزبگرایی و انتحال به گروه خاصّ و حزب مشخّص.

