مرجعیّت در فرهنگ شیعه
2بسم اللَه الرحمن الرحیم
مرجعیّت شیعه با مرجعیّت عامّه و اهل تسنّن تفاوتی بنیادین و جوهری دارد، و بر اساس ملاکها و اقتضائات تعریف و تبیین شده در مکتب و سیرۀ اهل بیت و رسول خدا پایهگذاری شده است.
در مرجعیّت عامّه ـ همچون أبوحنیفه و دیگران ـ ملاک و معیار در فتوا و حکم، موافقت و مرافقت با مصلحت دنیوی و حکومتِ وقت است؛ و از آنجا که قصد و داعی بر حکم و فتوا، شخصیّت و انانیّت اوست، و در این موقعیّت و شأن به دنبال حفظ شئون دنیوی و صیت و آوازه و رسیدن به حطام دنیوی است، سعی میکند خود را با مذاق و تمایلات هیئت حاکمۀ وقت تطبیق دهد و تا حدّ امکان رضایت و خشنودی آنان را فراهم آورد، و در این راستا از هیچ تملّق و چاپلوسی و امر شنیعی فرو نمیگذارد.
تا جایی که همچون شریح از خدا بیخبرِ قاضی، حکم به خروج از دین نسبت به امام وقت و فرزند رسول خدا میدهد، و یحیی بن اکثم فتوا به مسمومیّت امام معصوم، حضرت جواد الأئمه میدهد و هکذا ... .
مرجعیّت عامّه پیش از مصلحت مردم و اظهار حکم و تکلیف الهی، از نظر و میل حاکم استفسار میکند، و نظر و میل مردم را به همان جایگاه میل و ارادۀ حاکم میکشاند و با ابزار دینی و ادلّۀ شرعی آن اراده را تثبیت مینماید، و چه بسا در این هفته حکمی به گونهای صادر کند و در هفتۀ دیگر به خلاف آن سخن بگوید. در مرجعیّت عامّه، مقصد و مقصود دنیا است، و از خدا و آخرت خبری و اثری مشهود نیست.
ذکر برخی از خصائص و ویژگیهای مرجعیّت شیعه
ولی در مرجعیّت شیعه مطلب به خلاف آن است؛ مرجعیّت شیعه یعنی اعلام و اعلان این مطلب که: مفتی، نماینده و وجود ممثّل رسول اللَه است، و همان رفتار و گفتاری از او صادر میشود که رسول خدا و ائمّۀ هداة در رفتار و سخنانشان با مردم داشتند.

