
لزوم احترام وبزرگداشت والدین 2
لزوم احترام وبزرگداشت والدین 2
3﴿وَ وَصَّينَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداك لِتُشْرِك بِي ما لَيسَ لَك بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَي مَرْجِعُكمْ فَأُنَبِّئُكمْ بِما كنْتُمْ تَعْمَلُونَ﴾. (سوره عنكبوت، آیه ٨)
«و ما به إنسان درباره پدر و مادرش سفارش كردیم كه: به نیكى و خوبى عمل نماید؛ و اگر پدر و مادرت، به زور و جبر خواستند تو را وادار كنند تا به من شرك بیاورى؛ و بدون علم و اطّلاع كوركورانه غیر مرا با من در امور شریك قرار دهى؛ از ایشان اطاعت مكن! بازگشت شما به نزد من است؛ و من شما را از آنچه در دنیا انجام دادهاید، آگاه مىكنم.»
در صدر إسلام كه جوانان یهودى و یا مسیحى به مدینه مىآمدند و مسلمان مىشدند؛ چون به شهر و دیار خود برمىگشتند، آنقدر رفتارشان با پدر و مادر خارج از مذهب خود بهتر مىشد كه: آنها را به تعجّب مىافكند. آنها مىگفتند: ما گمان مىكردیم كه: اینك كه به دین محمّد درآمدى؛ ما را یكسره رها مىكنى و بىأرج و بدون مقدار مىپندارى! و حالا مشاهده مىنمائیم كه مهرت بیشتر و محبّتت افزونتر شده، و بیشتر در حوائج ما ساعى و كوشا هستى؛ و زیادتر به ما رسیدگى مىنمائى، و در انجام حوائج ما خود را وقف كردهاى! آنها در پاسخ مىگفتند: این طرز رفتار، دستور دین إسلام است. پدر و مادر نیز به مدینه مىآمدند؛ و مسلمان مىشدند؛ و قبیله و طائفه آنها نیز اسلام مىآوردند.
در إحیاء العلوم غزّالی، ج ٢، ص ١٩٥ از أبوسعید خُدری روایت كرده است كه: مردی از یمن به سوی رسول خدا هجرت كرد، و ارادۀ جهاد داشت. حضرت به او گفتند: هَلْ بِالْیمَنِ أبَواك؟! «آیا پدر و مادرت در یمن میباشند؟!» گفت: آری!
گفتند: هَلْ أذِنا لَك؟ «آیا به تو اجازه دادهاند؟!» گفت: نه.
گفتند: فَارْجِعْ إلَی أبَوَیك فَاسْتَأْذِنْهُما، فَإنْ فَعَلا فَجاهِدْ وَ إلاّ فَبَرَّهُما ما اسْتَطَعْتَ! فَإنَّ ذَلِك خَیرُ ما تَلْقَی بِهِ اللَه بَعْدَ التَّوْحیدِ! «به نزد پدر و مادرت برگرد و از ایشان اذن بگیر، اگر اذن دادند جهاد كن، وگرنه تا جائی كه قدرت داری به ایشان نیكی و احسان كن! با این عمل بعد از توحید به بهترین وجهی خدا را ملاقات می كنی!»
