اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

14٬770

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

3
  • چون نگاه به چهره‌اش كردم، ديدم. خيلى قرمز شده، و قطراتى از عرق بر پيشانيش نشسته؛ و چنان غرق در وجد و سرور است كه حدّ ندارد. گفتم: آقا جان! درويش جان! تنها تنها مخور، رسم أدب نيست!

  • شروع كرد يك دور، دور خود چرخ زدن؛ آنگاه با صداى بلند و سوزناك اين أبيات از باباطاهر عريان را بسيار شيوا و دلنشين خواند:

  • اگر دل دلبر دلبر كدام است؟***و گر دلبر دلِ دل را چه نام است؟
  • دل و دلبر بهم آميته وينم***نذونم دل كه و دلبر كدام است؟
  • ***
  • دلى ديرم خريدار محبّت***كز او گرم است بازار محبّت
  • لباسى بافتم بر قامت دل‌***ز پود محنت و تار محبّت
  • ***
  • غم عشقت بيابون ‌پرورم كرد***هواى بخت بى‌بال‌ و پرم كرد
  • به مو گفتى صبورى كن صبورى***صبورى طرفه خاكى بر سرم كرد
  • ***
  • به صحرا بنگرم صحرا ته وينم***به دريا بنگرم دريا ته وينم‌
  • به هرجا بنگرم كوه و در دشت***نشان از قامت رعناته وينم‌
  • در اين حال ساكت شد، و گريه بسيارى كرد؛ و سپس شاد و شاداب شد، و خنديد.

  • گفتم: أحسنت! آفرين! من حقير فقير وامانده هستم. انتظار دعاى شما را دارم! شروع كرد به خواندن اين أبيات:

  • مو از قالوا بلى تشويق ديرم***گنه از برگ و بارون بيش ديرم
  • اگر لا تقنطوا دستم نگيره***مو از يا ويلتا انديش ديرم‌
  • ***
  • بوره سوته دلان تا ما بناليم‌***ز دست يار بى‌پروا بناليم
  • بشيم با بلبل شيدا به گلشن***اگر بلبل نناله ما بناليم‌
  • ***
  • بوره سوته دلان گردهم هم آئيم***سخن واهم كريم غم و انمائيم‌
  • ترازو آوريم غمها بسنجيم***هر آن غمگين تريم سنگين‌تر آئيم
  • گفت: «الحمد لله راهت خوب است سيّد! سر به سر ما مگذار! من بيچاره وامانده‌ام؛ تو هم بارى روى كول ما مى‌گذارى؟!» آنگاه گفت:

  • « يك روز من در همين أنبار آمدم؛ كتاب بخرم؛ علّامه دهخدا (علّامه قزوينى على اكبر دخو صاحب تأليف لغتنامه معروف به لغت‌نامه دهخدا، چون قزوينى‌ها به رئيس ده و كدخدا، دخوه مى‌گويند لذا او به دخو امضاء مى‌كرده است ولى لغت‌نامه‌اش به نام دهخدا انتشار يافته است.) هم آمده بود، قدرى با هم صحبت كرديم؛ من به او گفتم: إنصافا شما زحمت كشيده‌ايد! حقيقتا رنج برده‌ايد؛ ولى تصوّر مكنيد مطلب با اينها تمام مى‌شود. حيف اگر عمر در راههاى ديگر صرف مى‌شد؛ چه بهره‌ها بود؟ چه خبرها بود؟ اينك بياور ببينم تا چه دارى؟! بيا تا ببينم در دستت چيست؟!

/ 380