اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

14٬770

لزوم احترام و بزرگداشت والدین 3

2
  •  مقاله پیش رو گزیده ایست از فرمایشات حضرت علامه آیت اللَه سید محمد حسین حسینی طهرانی درکتاب نور ملکوت قران در ارتباط با لزوم احترام وبزرگداشت والدین

  • داستان دوره‌گردى كه در أثر خدمت به مادر براى او كشف حجاب ملكوت شد

  • مادر چون دلش گشوده شود، در آسمان باز مى‌شود. دل مادر گنجينه مهر خدا و سرّ خداست. اگر بسته باشد، درهاى آسمان بسته است، و اگر باز شود، درهاى آسمان باز مى‌شود.

  • علامه آیه اللَه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی در جلد اول کتاب نور ملکوت قرآن در خصوص لزوم احترام و بزرگداشت پدر و مادر چنین می نویسد:

  • [پس از] اين بحث علمى و تفسيرى از اين آيه؛ و از طرف ديگر، بحث وجدانى و شهودى از تأثير دعاى مادر و پدر براى فرزند؛ و قدرت و قوّت بالا بردن وى را به معارج و مدارج كمال؛ و شواهد و تجربيّاتى كه مشهود است؛ به قدرى است كه از حيطه گنجايش خامه بيرون است. من در اينجا فقط يك برخورد خود را با كسى كه در أثر خدمت مادر، به مقام عالى رسيده بود و كشف حجاب‌هاى ملكوتى براى او شده بود، براى شما بيان مى‌كنم.

  • يك روز در طهران، براى خريد كتاب به كتاب‌فروشى اسلاميّه كه در خيابان بوذرجمهرى بود رفتم، يكى از شركاى اين مؤسّسه آقاى حاج سيّد محمد كتابچى است كه در أنبار شركت واقع در منتهى اليه خيابان پامنار، قرب خيابان بوذرجمهرى و كتابفروشى، مشغول كار و از ميان برادران شريك، او مسئول أنبار و إرسال كتب به شهرستانها و يا أحيانا فروش كتاب‌هاى كلّى است. من براى ديدار ايشان كه با سابقه ممتد دوستى و آشنائى غالبا از ايشان ديدار مى‌نمودم به محلّ أنبار رفته و كتابهاى لازم را خريدارى نمودم. صبحگاه قريب چهار ساعت به‌ ظهر مانده بود.

  • مردى در آن أنبار براى خريد كتاب آمده، و كمربند چرمى خود را روى زمين پهن كرده بود؛ و مقدارى از كتابهاى ابتياعى خود را بر روى كمربند چيده بود؛ از قبيل قرآن، و مفاتيح، و كليله و دمنه، و بعضى از كتب قصص و رسائل عمليّه و مشغول بود تا بقيّه كتابهاى لازم را جمع كند؛ و بالأخره پس از إتمام كار، مجموع كتاب‌ها را كه در حدود پنجاه عدد شد، در ميان كمربند بست؛ و آماده براى خروج بود كه: ناگهان گفت: حبيبم اللَه! طبيبم‌ اللَه يارم، يارم، جونم!

/ 380